ســـروش
‏۱۵ فبروری ۲۰۱۹‏



‎‏

بیست و شش دلو روز فرار لشکر متجاوز روس در حافظۀ تاریخ کشور ما

تجاوز گستاخانۀ نظامی ارتش اشغالگر سوسیال امپریالیسم متجاوز روس به سردمداری برژنف غدار بر حریم کشور آزادۀ ما، علاوه از سلب استقلال ملی ما، منجر به جنایات هولناک انسانی و ویرانگریی شد که چهار دهه است ادامه دارد.  قشون متجاوز روس در شش جدی سال ۱۳۵۸ از هوا و زمین بر کشور بی دفاع ما یورش آورده و بعد از نه سال لشکر کشی با همه ویرانی ها و قتل عام خلق مظلوم ما، در برابر موج توفندۀ رستاخیز ملی خلق مقاوم افغانستان تاب مقاومت نیاورد. سرانجام خروج اجباری و فرار قشون لجام گسیخته سوسیال امپریالیسم را به تاریخ ۲۶ دلو سال ۱۳۶۷ش با سرافکندگی، خفت و خواری توأم با خسارات و تلفات سنگین مالی و جانی و شكست آشكار  از شاهراه سالنگ و تورغندی، شاهد بودیم.
آری در حافظۀ تاریخ کشور ما یک بار دیگر بعد از حصول استقلال و آزادی از استعمار پیر انگریز، خلق شجاع و قهرمان ما در برابر سپاه و لشکر روس متجاوز حماسه آفریدند و شکست مفتحضانۀ روس متجاوز را ثبت تاریخ ساختند. روس اشغالگر در طول زمان تهاجمش  با قدرت تمام به ویرانی و قتل و غارت و درنده خوئی به جان مردم آزاده و سلحشور، ولی بی دفاع افغانستان افتاد. متجاوزان روسی و جلادان بومی شان با كشتار میلیونی خلق بی گناه، بمبارد های وحشیانه مناطق مسکونی و شکجه و اعدام های دسته جمعی و آواره ساختن حدود نیم نفوس كشور ــ حدود ۱۲ میلیون مهاجر بیرونی و داخلی ــ مرتکب جنایت بشری در وطن بلاکشیده ما شدند، جنایتی که تا اكنون تبعات ویرانگر آن بر تمامی عرصه های جیات اجتماعی مردم ما اثرگزار بوده است. وحشی ترین بردگان تاریخ، باند های آدمکش "خلق و پرچم" كه از نام و نشان کثیف شان خلق افغان و تاریخ ملت ما عار دارند، با همه جنایت نابخشودنی و بی رحمی های شان،  بعد از خروج لشكر تبهكار روس و شكست خفت بار آن، تا همین امروز دست به دست گروهك های هفت و هشت گانۀ اخوانی، طالبی و داعشی و نظام مزدور اشغالگران امریکائی ــ ناتوئی داده اند. این جلادان وطن فروش هنوز هم ضمن همدستی و همراهی با تروریستان، در خدمت ساست های منطقه ئی دولت امپریالیستی روس این خلف و میراث خود سوسیال امپریالیسم قرار داشته و بازی های توسعه طلبانۀ کرملن نشینان آزمند طمع خام این مزدوران را آب می دهد.
درست است که خلق قهرمان افغانستان در برابر ویرانگری های متجاوزان روسی تا پای جان ایستادگی نمودند و با مقاومت و پایمردی کم نظیر، روس های رهزن را از ملك خود بیرون راندند و مزدوران بی وطن "خلق و پرچم" را خوار و زبون و سرافگنده ساختند، متأسفانه که مردم ما با وجود ایثار بی مانند، بدون رهبری مستقل ملی ــ انقلابی در دام امپریالیسم و استعمار غرب و اسلام نمائی نوکران بی آزرم امپریالیسم امریکا و ارتجاع منطقه گیر افتادند. تجاوز و سلطۀ مستقیم اشغالگرانۀ سوسیال امپریالیسم روس و حاکمیت پوشالی باند های آدمکش "خلق و پرچم" که به زور سر نیزه بر ملت مظلوم ما تحمیل شده بودند، برای کشور و مردم ما مصائب و پیآمد های ناگوار دیرپائی را در پی آورد که اثرات آن تا همین اکنون مشهود است:
۱-اوضاع رقت بار و از هم پاشیدۀ كنونی کشور مستعمرۀ ما، با تجاوز امپریالیسم امریکا و متحدانش و عمال آدمکش و همسرشت شان در کل ریشه در ششم جدی و کودتای ننگین هفت ثور دارد .
۲-  اشغال مجدد کشور ما توسط امریکا و ناتو نیز با همان ساز و برگ و به شکل همان تهاجم نظامی و از نظر كشتار افغان ها، عمق و گسترۀ ویرانی و كوچ اجباری خلق بی دفاع ما به همان گونه و با دست همان جانیان دمساز با باند های دهن دریدۀ تربیت یافتۀ اخوانی صورت گرفته و به ادامل همان جنایات نابود کننده هولناک، هنوز هم خلق نیم جان ما را تکه پاره می کنند. از نگاه ماهیت نیز هر دو تجاوز علی رغم شکل و شعار متفاوت شان، سرشتی یکسان استعماری داشتند.
۳ - روشنفکرانی که خود را انقلابی می نامند، ولی دید طبقاتی را از منظر دور داشته و در مسیر شکستن ماشین جنگی امپریالیسم اشغالگر همت نمی گمارند، و دولت و نظام مزدور کنونی را به عنوان زایدۀ سیستم استعماری و ابزار سر کوب طبقاتی در میان توده ها افشاء نمی کنند؛ به قوم گرائی، ملیت پرستی و زبان، سمت و... فکر می کنند، و یا هم راه حل مسألۀ جنگ و صلح استعماری را در مماشات و تسلیمی به اشغالگران می دانند؛ در یک کلمه این قماش "روشنفکران" ذلیل، منادیان منافع امپریالیسم اشغالگر و طبقات ستمگر بومی می شوند.
این دسته روشنفکران تسلیم شده به استعمار خود مکروبی اند که سموم "ازخود بیگانگی اجتماعی" را به اذهان عامۀ خلق ما و بخصوص ذهنیت نسل جوان ما سرایت می دهند و بدین وسیله اینان عده ئی را ممکن تخدیر کرده و آمادۀ خدمتگذاری به وطن فروشان و استعمار گران و اشغالگران سازند.
سؤال این جا است: ملتی که با نبود امكانات نظامی، اقتصادی و... در برابر غول نظامی ارتش به اصطلاح "شکست ناپذیر"، در برابر ساز و برگ نظامی ارتش مجهز روس متجاوز و مزدوران "خلق و پرچم" به شکل یک پارچه، از زن و مرد، پیر و جوان و حتی طفلان، مقاومت كرده و او را از پا درآوردند که ناچار با سر افگندگی از کشور ما رانده شد؛ امروز كه اژدر هفت سر دیگری به میهن عزیز ما با لشكری عظیم و با هم پیمانانانش تجاوز و آن را اشغال نموده است، و هر روز با جنگ اشغالگرانه و نیرنگ صلح استعماری و با تعویض مهره های خونریز ملک ما را به خاکستر مبدل نموده است، چرا در تقابل با این دشمن بشریت،  جای مقاومت و صفبندی و ایستادگی متشکل عمومی خالی بوده و حتی مبارزۀ طیف روشنفكر مترقی و نیرو های آزادیبخش مردمی   كه حافظ منافع ملك و ملت هستند، كم رنگ است؟
پاسخ به این سؤال را همۀ خلق ما می دانند. مردم و نیرو های ملی ــ مردمی کشور ما به خوبی می دانند که جنبش های آزادیخواه و مترقی نوخاستۀ همان دهه ها که نویدبخش سر و سامان دادن و رفاه و آرامش برای خلق ستمدیدۀ افغانستان بود، روس جنایتکار و تبهکاران و سلاخان مزدور "خلق و پرچم"، همه را به ویژه نخبگان سیاسی، دانشوران، مبارزان، استادان، فرهنگیان، دانشجویان و... را از همان آغاز کودتای ننگین ۷ ثور و به قدرت رسیدن جلادان ۷ ثوری، سر زدند.
آری هموطن آن عده معدودی از روشنگران و انقلابیون که جان سالم بدر برده اند و از شیمه، تحرک و سلامت فکری برخوردار اند، تا همین اکنون دست از مبارزه علیه اشغالگران و دسته های مرتجع جلاد و آدمکش ساختۀ اشغالگران کشور برنداشته با ایستادگی و صف آرائی در مقابل دشمن غدار، به مبارزۀ بی امان شان ادامه داده و خواهند داد .
ممکن در اذهان نسل جوان ( میراث دار و پرچمدار آزادیخواهی کشور) ما سؤال ها و باید هائی که چرا این بار مبارزه آن طوری كه باید انجام گیرد، نمی گیرد؟ باید امروز هم با همان هیبت و شجاعت و دلیری و با استفاده از تجارب گذشته صفوف خویش را مستحكم تر می ساختند؛ خطور کند که لازم است باید به پاسخ آن پرداخت.
با ذکر عوامل فوق و با چهل سال جنگ فرسایشی و تجاوز دو غول رأس بلاک های امپریالیستی جهان همراه با نابود ساختن زیر ساخت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی توسط ویرانگران و تبهکاران روسی، "خلقی ــ پرچمی"، جهادی، طالبی، و تحمیل نظام های پوشالی غدار، غارتگر و ستمگر بر گردۀ زحمتکشان کشور؛ خلق پابرهنۀ ما به چنین سرنوشتی دچار شدند و آن چه که ملت عظیم افغانستان و مبارزان و انقلابیون آن می خواستند، دریغا که چنین نشد.
این در حالی است كه ارتش متجاوز امریكا توسط حملات ویرانگر و تروریستی خود برای برآوردن اهداف شومش طى هژده سال تمام مردم بی دفاع ما را به كام مرگ كشانده و افغانستان را به مرکز و جولانگاه تروریسم، لانۀ جواسیس و پناهگاه جنایتکاران بین المللی مبدل نموده است. رشد دُمَل وار تروریسم، تداوم جنگ فرسایشی اشغالگرانه و نیابتی، توسعه و ترویج اعتیاد به مواد مخدر،  فقر، گرسنگی و تحمیل نظام پوشالی مافیائی توأم با ستم و قلدری زورمندانش همراه با جنگ تبلیغاتی و صدور دمموکراسی کذائی بی مصرف، ایجاد ساختار ها و نهاد های مفسد و وابستۀ به اصطلاح مدنی، رسانه ای، فرهنگی، تبلیغاتی توسط امپریالیسم و استعمار؛ نسل جوان خالی ذهن ما را از راه حصول استقلال و آزادی خواهی منحرف ساخته و در زرق و برق های کالا های بنجُل‌، فرآورده های فرهنگی تهاجمی و "فرهنگ مصرفی" مصروف نگهداشته و به سوی نوعی از "ازخودبیگانگی" کشانیده است.( فرهنگ مصرفی چنین تعریفی دارد:"مجموعۀ کالا های غیراولیه همراه با تقویت گرایش مصرف در بین مصرف کنندگان و تشویق استفاده کنندگان از این کالا ها از طریق تبلیغات و ارائۀ یک سلسله سهولت ها برای ارتقای قدرت خرید طبقۀ متوسط.")
آری هموطن پاسخ در پیشگاه نسل جست و جوگر جوان ما اینست که خواه ناخواه جنبش های آزادی خواهی در چنین وضعیتی فرو کش می کند. امپریالیسم غدار امریکا همراه با تمام متحدان ناتوئی و جهانی اش در یک سو و قدرت های دیگر از جمله سردمداران کرملین از سوی دیگر همان طوری که در ترور، وحشت، و كشتار هاى دسته جمعى  و ویرانگرى با عُمال پلید خونریز شان از ( خلق و پرچم، جهادی، طالب، داعش،  و حكومت های دست نشاندۀ خود برای حصول منافع آزمندانه و غارتگرانۀ شان جنگ، تجاوزگری، مداخلات و توطئه گری را در حق کشور ما و مردم دربند ما ادامه داده اند، به همان پیمانه برای درهم کوبیدن جنبش های آزادیبخش و مردمی و شخصیت های مترقی و آزادیخواه کشور ما تلاش کرده و می کنند.
آری هموطن نسل نو! این رسالت توست که با کسب آگاهی و دانش مبشر تغییر، توده ها را بیدارکرده و وطن را تو با بازوی توانمندت آزاد سازی! بیائید دست ها را بر زنید، قوت های توانمتد تان را، مشت های گره کردل تان را یکی کنید؛ به تشکلات و جنبش های رهایبخش و آزادیخواه بپیوندید و آن را تقویت کنید؛ توده ها را با افکار رهائیبخش ملی، دموکراتیک و مترقی آشنا سازید و در پیشاپیش خلق های رنجدیده و ستمکش کشور تان با رهبری سالم برای بیرون راندن اشغالگران از دامان مادر وطن مبارزه بی امان توده ها را برای درهم شکستن ماشین جنگی امپریالیسم اشغالگر و شکستن ابزار سرکوب طبقات ستمکش و مدافع منافع طبقات ستمگر؛ به راه اندازید. 
این است وظیفۀ سترگ انقلابی و راه و رسم مبارزه. با بسیج خلق، مبارزه و روشنگری ما است که سردمداران استعمار و ارتجاع جهانی از واشنگتن تا مسکو، از پیکن تا تهران و اسلام آباد؛ خلاصه از کعبه تا بتخانه، از نوع ترامپ و پوتین و نوچه ها و مزدوران رنگارنگ طالبی، اخوانی و "خلقی ــ پرچمی" شان نتوانند مردم ما را ما به تمسخر گرفته و در پی انتقام گیری از ملت سلحشور ما برآیند و هوای تقسیم و ترکۀ قدرت سیاسی و ثروت سرشار کشور ما را بین خود و مزدوران شان در سر بپرورانند.
سرنوشت خود را با دست های توانمند خود به دست گیرید و برای خنثی سازی کلیه حیله و فریب بیگانگان مغرض و متجاوز دست ها و دل های تان را با هم یکی کنید. همان طوری که نسل قبل از شما در بیست و شش دلو سال ۱۳۶۷ شمسی روس متجاوز را از خاک وطن بیرون راندند، امروز و فردا این دین نسل ما و شما است تا اشغالگران امریکائی ــ ناتوئی و مزدوران مرتجع شان را نیست و نابود و دست هر متجاوز، مداخله گر و توسعه جوی آزمند را کوتاه و ملک و ملت مان را آباد و آزاد سازیم.

مرگ بر امپریالیسم و جنگ و صلح استعماری ــ ارتجاعی اش!

به پیش در راه بیرون راندن اشغالگران امریکائی و ناتوئی!  
مرگ و نفرین بر همه مزدوران و وابستگان باد!

زنده باد افغانستان! نیرومند باد وحدت رزمجویانۀ ملی خلق آن!