جمعی از اعضای سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما)
۰۷ نـــومـــبـــر ۲۰۲۶





اعلامیۀ

جمعی از اعضای «ساما»

 

"کنفرانس سرتاسری ساما" یا جرگۀ خیانت مشترک

تسلیم طلبان «مرکزیت» و «نمادی» مطرود از ساما؟*


از غـــلامــــی مــــرد حـــق زنـــاربـــــنـــــــد

ا ز غــــلامـــی گــــوهــــرش نـــاارجــــمــنـد

«اقبال لاهوری»

اخیراً تب جبهه ‌سازی در میان بقایای فراری دولت پوشالی مزدور و مرتجع ساقط‌ شدۀ ساخت اشغالگران امریکائی ــ ناتوئی، در مسابقۀ احراز قدرت در برون‌ مرز بالا گرفته است. باند تسلیم‌ طلب و خائن فراری مطرود از ساما و شرکای «نمادی» آن ‌ها که در هنگامۀ فرار زبونانه از کشور، سوار بر بال طیاره‌ های نظامی و غیرنظامی امریکا ــ ناتو، به کشور های غربی دیسانت شدند؛ به ادامۀ گذشته، مصروف تسلیم طلبی ملی و طبقاتی و دسیسه علیه سامائی ‌های راستین و معامله بر سر نام و اعتبار مبارزاتی مجید و ساما هستند. این معامله ‌گران در ادامۀ انحرافات ایدئولوژیک ــ سیاسی راست و تسلیم ‌طلبانۀ چهار دهۀ گذشته، اخیراً در صددند تا بار دیگر نام رهبران و کادر های جانباز سامائی را سنگ ترازوی معامله گری خود بسازند تا در کمپ ارتجاعی جایگاهی حقیر خود را احراز کنند. با این هدف پلید، این چاکران امپریالیسم و پایدوان "خلیلزاد"، "جلالی"، "قوماندان زرداد" و "حاجی الماس" گلبدینی، فراخوانی محدود و گزینشی را به برخی افراد ارسال کرده و از تدویر آنلاین "کنفرانس سرتاسری ساما" از طریق برنامۀ "زوم" در ماه‌ های آینده اطلاع داده ‌اند.
از منظر اصول، تدویر جلسات دموکراتیک سازمانی و مراجعه به آرای اعضای یک سازمان/ حزب سیاسی امر معمول است. در تاریخ پرافتخار ساما نیز چنین نقاط عطف و فرهنگ ارجمند دموکراتیک وجود داشته است. نخستین شرط تدویر چنین جلساتی، قبول ایدئولوژی رهنمای سازمان و مبنا قرار دادن محتوای برنامه و آئین ‌نامه و ادامۀ کار بر آن مبنا است. اما آیا شرایط عینی و ذهنی برای تدویر اصولی همچو کنفرانسی مهیا است؟ پاسخ منفی است؛ زیرا دعوت چنین کنفرانسی جامع و فراگیر فقط در جامعیت سازمانی تحقق ‌پذیر است که در شرایط جاری وجود ندارد.
بیست و پنج سال است که رهبری منتخب در دومین کنگرۀ ساما (حمل ۱۳۷۵ش)، پس از ارتداد از ایدئولوژی انقلابی ساما و انحراف تسلیم ‌طلبانه از راه و آرمان مجید، با استقبال از اشغالگران امریکائی ــ ناتوئی و گلباران کردن تانک‌ های آن ‌ها از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ و دویدن در رکاب «خلیل‌ زاد» و کمپاین برای «غنی» خائن، دست و دامان خود را آغشته به پلشتی خیانت کردند و از درون "پلنوم مکروریان" از صف ساما طرد شدند. این انقیاد طلبان به اتکای اشغالگران و دستگاه سرکوبگر «امنیت ملی» دولت مزدور کابل و به مدد تهدید و تخویف، مانع تدویر جلسۀ با صلاحیت سازمان و مؤاخذۀ سازمانی خود ها شدند. جلسه/جلسات آنلاین تسلیم طلبان نیز ــ صرف نظر از عدم اصولیت تدویر آن ــ بنا بر محدودیت ‌های فنی ــ امنیتی و انتخاب گزینشی دعوت کنندگان آن، فی ‌نفسه  ضد دموکراتیک، قسمی و فرمایشی بوده و نخواهد توانست نمایندگان کلیه افراد و قلمرو های اصولی و سالم تشکیلاتی را شامل شود و آرای آنان را بازتاب دهد.
در این جرگۀ رسواء از ایدئولوژی، خط مشی و برنامۀ ساما خبری نخواهد بود؛ چرا که دعوت‌ کنندگان مدت‌ ها پیش طلاق خود را از مواضع طبقاتی پرولتری و ضد امپریالیستی ساما گرفته و اندیشۀ انقلابی آن را "کلاسیک" و "کهنه" نامیده ‌اند. حتی یکی از این نمادی ‌های خرد باخته و بی آزرم در اوج وقاحت، بزرگ‌ ترین دستاورد زنده‌ یاد مجید (ساما) را "مرغانچه" نامید. باند چهارنفرۀ مرکزیت قبلی مطرود، متشکل از چهار مرد و یک زن همراه با شرکی نمادی خیانت شان که حین تسلیم ‌شدن به امپریالیسم اشغالگر و قاتل و خدمت بی ریا به اهداف استعماری آن، از خط قرمز عبور و بر پیکر جانبازان سامائی گام گذاشتند، وارد ورطۀ خیانت ملی و تاریخی شدند. آن‌ ها احزاب تسلیم‌ طلب و «ان‌ جی‌ او» ساختند، فـنـد (fund)  گرفتند و با ارعاب و روش‌ های بوروکراتیک و سبوتاژ، ساما را تا مرز انحلال بردند و به طور مشترک جرگۀ رسوای ارتجاعی خیانت ملی و تاریخی را دائر کردند. اگر ایستادگی به ‌موقع کادر ها و اعضای اصولی ساما در داخل و خارج کشور نمی‌ بود، امروز از ساما نشانی باقی نمی‌ ماند.
حلقۀ خبیثۀ دیگر متشکل است از سه تن بقایای نمادی؛ یکی سردستۀ آن‌ ها و دو تن دیگر، یکی لومپنی با جرائم جنائی (بچه دزدی، سرقت و قتل) و دیگری دلال تسلیم طلب. سابقۀ خیانت تاریخی و جنایت جنگی سردستۀ «نماد» به کشتار ۱۸ تن از زحمتکشان غیر مسلح در محل آسیاب هندوی ولسوالی سیدخیل ولایت پروان (۲۹ سنبلۀ ۱۳۵۹) برمی گردد. این افراد نامبردۀ منحرف و مستأصل بعداً در زندان پلچرخی شکستند و حین همکاری با خاد، رفقای همبند و هم دوسیۀ خود را به خاد معرفی کرده و در نتیجه، به "نماد سجود" مبدل گشتند. کارنامۀ ننگین آن‌ ها شامل دستبوسی جلادانی چون نجیب، مسعود و دوستم، به کشتن دادن بهترین ‌های ساما در حادثۀ سقوط طیاره بر فراز تنگی تاشقرغان و همکاسه شدن با جنایتکاران جمعیتی، گلبدینی و پرچمی در افغانستان و اروپا، در ازای دریافت پول، و دادن اطلاعات ساما به دولت امپریالیستی هالند و همکاری مستمر با دستگاه استخبارات آن دولت، می شود.
بزرگ‌ ترین دستاورد مبارزاتی زنده‌ یاد «مجید»، ایجاد سامای انقلابی، آغاز نبرد انقلابی از موضع پرولتاریای افغانستان علیه سوسیال ‌امپریالیسم اشغالگر روسی و مزدورانش، تدوین ستراتژی و تاکتیک انقلاب افغانستان و تدارک برای ایجاد سه سلاح معجزه ‌آسای آن بود. بزرگ ‌ترین دستاورد زنده ‌یاد «قیوم رهبر» نیز "نجات ساما از کام اژدها"، بازسازی آن در خط مطروحه و ایستادگی در برابر گرایش‌ های انحرافی تسلیم طلبانه و "تازه‌اندیشی"، و خیانت و اپورتونیسم راست چپ نمای «حسین خائن»، تا مرز جاودانگی بود. هیچ وجه مشترکی میان اعضای باورمند به این راه و رسم و ارزش های انقلابی ساما با خائنان معامله‌ گری که بر اجساد مجید، رهبر و سائر رهبران و همرزمان جانباز ما پای گذاشتند، وجود ندارد. این معامله ‌گران، ساما را بدون اندیشۀ پیشرو عصر (م.ل.ا)، بدون خط انقلابی و بدون اصول پیشرو آئین ‌نامه‌ ئی می ‌خواهند تا آن را به کاریکاتوری از ساما و ابزاری برای حرکت‌ های تسلیم‌ طلبانه تبدیل کنند.
برگزاری این اجلاس مجازی که با تحریم واحد ها و آحاد تشکیلاتی اصولی رو به‌ رو شده است، هیچ دستاوردی برای «ساما» ندارد و نمی تواند منسوب به «ساما» باشد. ما در صدد نجات و اصلاح این ورشکستگان منحط و مطرودان سقوط کرده در چاه ابتذال و خیانت، نیستیم؛ هدف ما هشدار و آگاهی به آن عدۀ محدود از افراد فریب ‌خورده و متوهمی است که اشتباهشان باور به حرافی ‌های این خائنان است. ما دو دست خود را برای نجات و انتقاد اصولی به سوی این اشتباه کاران دراز می‌کنیم (وحدت ــ مبارزه ــ وحدت). فقط در صورت احیاء و استحکام تشکیلات در داخل کشور، سازمان می ‌تواند بر پایۀ اسناد و شواهد معتبر و به شیوۀ دموکراتیک و منصفانه، جنبه‌ های اجرائی حکم خیانت را در مورد این خیانت ‌پیشگان صادر کند.
همان‌ طور که در اسناد بنیادین تأکید شده، ساما یک سازمان مارکسیست ــ لنینیست ــ مائو تسه دون اندیشه بوده که در ایستگاه انقلاب ملی ــ دموکراتیک توقف نکرده و هدف غائی آن، تحقق آرمان برابری اجتماعی و ایجاد جامعۀ بدون طبقات است. در حال حاضر که انسجام تشکیلاتی و هیأت رهبری منتخبِ منزه وجود ندارد، برگزاری شتاب‌ زدۀ یک کنفرانس عالی معیاری نیز بدون اشتراک آلوده دامان های تسلیم طلب، در کوتاه ‌مدت دور از تحقق است.
ابتدائی ‌ترین کار ممکن، تلاش صبورانه برای برقراری ارتباط با افراد سالم پراکنده و ایجاد حداقل انسجام در محدودۀ هر واحد تشکیلاتی در داخل کشور و برون‌ مرز است. این روند به بسترسازی برای ایجاد "کمیتۀ دعوت و تدویر" منجر خواهد شد تا در نقش رهبری مؤقت، خلأ موجود را پر کند و با انتشار بولتن درون ‌سازمانی و دامن زدن به بحث و جدل ایدئولوژیک و تئوریک ــ سیاسی، زمینه های تدارک یک کنفراس اصولی و معیاری به اشتراک اعضای اصولی و مصمم سازمان را مهیا سازد. مسیر این تدارک طولانی مستلزم شکیبایی، صرف انرژی و التزام به پیش‌ شرط‌ های شش‌ گانۀ ایدئولوژیک‌ ــ‌ سیاسی است تا تلاش‌ ها به ثمر بنشیند و اجلاس سازمانی جامع در ظرف مدت زمان قابل پیش بینی موفقانه برگزار شود.

ــ مرگ بر ارتجاع، انحراف و امپریالیسم!
ــ چنگ زدن به ارزش ‌های بنیادین ساما، ضامن موفقیت ماست!
ــ یـــا مــــرگ یــــا آزادی!

جمعی از اعضای سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما)
جمعه ۱۵ عقرب ۱۴۰۵ش/ ۰۶ نومبر ۲۰۲۶م


یادداشت:

* در توضیح نکات و مطالب گنجانده شده در این اعلامیه، به تفصیل نوشته و آن را باز خواهیم کرد.

 زناربند: کسی که زنار بر میان بندد.

زنار: کمربند یا پارچه ای که از زمان قدیم، مسیحیان آن را به نشانۀ مسیحی بودن، بر کمر یا شکم خود می بستند.