ارسالی: جمعی از اعضای «ساما»
۱۳ جنوری ۲۰۲۶



یادی از همرزم رفته و فعال فرهنگی، «معصوم اخلاص»

با تأثر اطلاع گرفتیم که همرزم دیروزی ما غلام معصوم اخلاص به اثر مریضی ای که عاید حال شان شده بود، صبحگاه یکشنبه ۲۱ دسمبر ۲۰۲۵ در حومۀ بزرگشهر تورنتوی کانادا زندگی، خانواده و دوستان را وداع همیشگی گفته و رخت سفر بست. طبق گزارش، پیکر بی جان این همکار رفته به روز سه شنبه ۲۳ دسمبر با حضور جمع کثیری اعم از اعضای خانواده، دوستان، همرزمان، همکاران، منورین و فرهنگیان مقیم تورنتو و شهر های حومه، به خاک سپرده شد.
گرامی یاد «اخلاص» انسان فرهنگی و نویسندۀ مولد و منوری بود که عشق آتشین به  وطن و مردمش داشت. او سراسر عمرش دوشادوش مبارزان مترقی در راه تعلیم و تعلم، روشنگری، آزادی، دموکراسی، ترقی و عدالت اجتماعی قدم زد. این همکار دیرینه در این دنیای پر از وسوسه که بسا از مدعیان دیروزی را به سوی تباهی، فساد و انحطاط فکری و اخلاقی تا سرحد ورشکستگی و خیانت کشاند؛ هیچ گاهی وسوسه نشد و اشتیاق کسب زر و ثروت دست و دامان او را نیالود. سرانجام این فرزند منور و مبارز خلق با همین شور و آرمان شریفانه و انسانی با وجدانی آرام دنیا و مافیها را وداع گفته و به سینۀ خاک آرمید. يادش گرامي و آرمان بهی خواهانه اش جاودانى!
غلام معصوم اخلاص فرزند صوفی عبدالاحمد صفار به روز دوشنبه ۱۱ جدی ۱۳۲۳شمسی در شهر چاریکار مرکز ولایت باستانی پروان در یک خانوادۀ متوسط الحال شهری چشم به جهان کشود.غلام معصوم آموزش ابتدائیه تا دورۀ ثانویه را در لیسۀ نعمان تکمیل و بعد از فراغت نظر به لیاقت و استعدادش، به صفت معلم در همان مکتب شروع به کار کرد.  در سال های التهابی دهۀ چهل شمسی  اولیای امور معارف به دستور دستگاه حاکمۀ وقت او را متهم به تحریک شاگردان علیه نظام حاکم سلطنتی کردند. به این بهانۀ واهی، او را گرفتار و روانۀ زندان کردند. او به مدت هشت ماه در زندان ماند. پس از رهائی از زندان، منفک وظیفه شد.
پس از مدتی بلاتکلیفی، این آموزگار فرزندان زحمتکشان شامل انستیتوت عالی تکنالوژی طبی شده و با اکمال دورۀ معینۀ تحصیل، به درجۀ عالی از آن نهاد تعلیمی فارغ شد. پس از فراغت، معصوم به حیث کارمند مسلکی طبی در شفاخانه های مرکز و ولایات کشور مصدر خدمت به نیازمندان خدمات طبی شد.
او در کنار مشاغل رسمی تعلیمی، آموزگاری و طبی؛ قریحۀ نویسندگی نیز داشت و در پیرامون مسائل اجتماعی و فرهنگی قلم می زد. اولین مقاله اش را در حالی که هنوذ شاگرد صنف هشتم مکتب بود، نوشت که چاپ هم شد.
نوشته هایش به صورت پیهم  در روزنامۀ پروان، مجلۀ رمز صحت، روزنامۀ انیس و روغتیا زیری و هکذا در جراید خصوصی مانند پیام وجدان و جریده سبا اقبال نشر می یافت.
ایشان در ماه حوت ۱۳۵۱ ش/مارچ ۱۹۷۳م امتیاز نشر جریدۀ  "معرفت" را از وزارت اطلاعات و کلتور نظام سلطنتی کسب کرد. بعد از نشر ۱۱ شماره، با کودتای نظامی ۲۶ سرطان جنرال متقاعد پسر عموی شاه محـمـد داوود  در سال ۱۳۵۲ و تبدیل نظام فرتوت سلطنتی به نظام مستبد جمهوری قلابی، جریده مذکور مثل سائر جراید غیردولتی، از نشر باز ماند. در پنج سال دورۀ جمهوریت قلابی ناگزیر به شغل طبی خود ادامه داده و در خدمت هموطنان نیازمند خود بود.
پس از کودتای ۷ ثور مزدوران خلق و پرچم با برنامۀ نواستعماری و توسعه طلبانۀ سوسیال امپریالیسم شوروی، اوضاع ساسی ــ امنیتیُ و فرهنګی کشور دگرگون و مختنق شد. سیاست فاشیستی کودتاگران۷ ثوری در قبال مردم افغانستان و تشکل های مبارزاتی چپ انقلابی کشور قبل از اشغال افغانستان توسط ارتش اشغالگر شوروی سوسیال امپریالیستی، قاطبۀ مردم افغانستان و ظرفیت های کوچک و متشتت جنبش چپ انقلابی را به تحرک واداشت. امر بزرگ وحدت نیرو ها در صدر کار گروه ها و افراد مربوط به این جنبش قرار گرفت.  نتیجۀ این حرکت وحدت طلبانه، میلاد پرآوای سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) و صلای مبارزاتی این سازمان همزمان با صفیر گلوله های رزمندگان پیشتاز سامائی علیه کودتاگران و ارباب استعمارگر روسی آنان، بود. در مرکز این جنبش، سالار بی بدل رزم زنده یاد مجید قرار داشت. شعار حماسی "یا مرگ یا آزادی" مجید و "ساما" در گسترۀ کشور تا برون مرز پژواک گسترده ای داشت. این پژواک جوانان، روشنفکران مترقی، آزادیخواه و دموکرات و حتی نظامیان را سیل آسا به سوی "ساما" می کشید.
غلام معصوم اخلاص که از ایام جوانی در دورۀ پرالتهاب  دموکراسی تاجدار و مبارزات علنی آن دوره، شیفتۀ اندیشه های دموکراتیک نوین شده بود و در خود پروان با جوانان پرشور انقلابی مثل ملنگ عمار، بابه صاحب طوفان و... نیز محشور شده بود؛ تظاهرات بزرگ هزاران نفری شاگردان معارف ولایت های پروان و کاپیسا و گارگران فابریکۀ نساجی گلبهار به اضافۀ تأثیر مبارزات روشنفکری مرکز علیه رژیم فرتوت سلطنتی، به ویژه مبارزات پرشور "جریان دموکراتیک نوین" نیز در اندیشه و شخصیت اجتماعی "غلام معصوم اخلاص" تأثیر فعال گذاشت. این پیشینۀ مبارزاتی و این بستر فکری ــ اجتماعی معصوم را مجذوب مبارزات حماسی "ساما" و شخصیت محوری و معمار آن، زنده یاد مجید ساخت. با ایجاد "ساما"، معصوم نیز مثل هزاران فعال سیاسی ــ فرهنگی در اقصی نقاط افغانستان در حاشیۀ کار این سازمان قرار گرفته و با این تشکل تازه تشکیل وارد تعامل و فعالیت سیاسی علیه رژیم مزدور و مرتجع کودتاگران "خلقی ــ پرچمی" و سپس ارباب اشغالگر و سوسیال فاشیست آنان، گردید.
قابل یاددهانی است که "غلام معصوم اخلاص" و خانواده اش دشمنی مزدوران شوروی را به جان خریده و در همکاری با "ساما" نقش شایستۀ شان را در مبارزات دموکراتیک و پس از تجاوز و اشغالگری شوروی متجاوز، در جنگ آزادیبخش ملی از سنگر "ساما" شرافتمندانه اداء کردند و در اشکال مقتضی سیاسی، فرهنگی، تبلیغاتی، نشراتی، مالی، پخش شبنامه ها در داخل شهر چاریکار، لوژستیکی، پناه دادن به رزمندگان روستائی و شهری "ساما"، قبول مسؤولیت نگهداری و حفاظت از اموال سازمان و غیره، رزمیدند. تعدادی از اموال "ساما" که در دوائر دولت مزدور به اسم "غلام معصوم اخلاص" ثبت بود، قبل از تصمیم وی برای خروج از کشور در سال ۱۳۶۰ش، همه را امانتدارانه و بدون کم و کاست به سازمان سپرده و سند مالکیت آن را به اسم افراد حقیقی دیگری انتقال داد.
سرانجام این همرزم مخلص ما پس از چند سال مبارزه علیه این دو دشمن غدار ملی و طبقاتی مردم، در تابستان ۱۳۶۰ش همراه همسر و فرزندانش به کشور هند پناهنده شد.  در هند نیز آرام نه نشست. باز هم به منظور خدمت به امر آزادی وطن اشغالی و مردم دربند، همنوا با مردم به پا ایستادۀ داخل و مبارزان مترقی و آزادیخواه، به نشر جریدۀ "معرفت" ادامه داده و همزمان با هواداران "ساما" در هند و سائر مبارزان در اکسیون های سیاسی و تظاهرات مقابل سفارت شوروی سهم گرفته و همکار سامائی ها بود. "اخلاص" پس از چند سال اقامت در کشور هند، به منظور اقامت دائمی، با خانواده اش به کشور کانادا پناهنده شد. در کانادا ماهنامۀ "افغانستان تایمز" را از سال ۱۹۹۲ تا سال ۱۹۹۸ به نشر رسانید. در عین حال تماس مستقیم و همکاری خود را تا سال های پسین زمینگیر شدنش با "هواداران ساما در کانادا" نیز حفظ کرد.
گرامی یاد "اخلاص" در عین زمان چندین کتاب آموزش فارسی به اطفال و نوجوانان را به صورت سلسله از شماره یک تا ده را نوشت و نشر کرد. همچنان برخی از آثار داستانی با محتوای اجتماعی، انتباهی و طنزی مانند دختران آشپز باشی، قصۀ جنگل، شوخی با سیاست مداران، شوخی با احمد ظاهر و حاجی نوروز، یادگار قلمی ایشان است.
در دوران اشغال نظامی افغانستان توسط لشکر اشغالګر امریکا ــ ناتو که اصطلاحاً آن را دوران "جمهوریت" می خوانند، غلام معصوم اخلاص به پروان رفته و در شهر چاریکار در منزل شخصی اش مأوا گزید. او در دوران "جمهوریت" به افغانستان رفت، اما "جمهوریتی" نشد و برخلاف تعدادی از مدعیان کاذب داخل و خارج کشور، از فساد و آلودگی آن مبرا ماند. در عوض، اخلاص به منظور تربیه و آموزش فرزندان زحمتکشان، منزل شخصی خود را در چاریکار به مکتب تبدیل کرده بود و شاگردان ماحول را با امکانات ناچیز و ابتدائی رایگان تدریس می کرد تا این کودکان از حق تعلیم و نعمت سواد محروم نمانند. خلاصه این که، اخلاص به مثابۀ یک انسان منور، آموزگار و فرهنگی، که پیوسته با جهالت، خرافات، کهنه پرستی و ارتجاع فرهنگی و ارتجاع سیاسی سر ستیز داشت، در طول عمر مثمرش  در راه تعلیم و تربیه و روشنگری جوانان و فرزندان زحمتکشان شهر و کشورش اعم از دختر و پسر سعی بلیغ به خرج داد و آرام و بی تفاوت نه نشست.
ما که از وداع دائمی این همرزم و همکار ارجمند و شخصیت فرهنگی ــ اجتماعی عمیقاَ متأثر شده ایم و رفقای ما به منظور احترام به او و همدردی و غمشریکی با خانوادۀ سوگوارش، در مراسم خاکسپاری او اشتراک کردند، بدین وسیله مراتب تسلیت خویش را از صمیم قلب خدمت همسر و فرزندانش تقدیم داشته و یاد این همرزم رفته را گرامی می خواهیم.

یاد و آرمان بهی خواهانه اش مستدام باد!
یا مرگ یا آزادی!
(جمعی از اعضای سازمان آزادیبخش مردم افغانستان «ساما»)
۲۰ جدی ۱۴۰۴ ش/ ۱۰ جنوری ۲۰۲۶م