سیـاوش آزاد
۲۸ جولای ۲۰۲۵
استعمار و توپخانه رسانه ئی آن
«بقای یک ملت بیشتر با نوش به مخاطره می افتد، کمتر با نیش»
«نعیم ازهر»
استعمار و به ویژه استعمار نو با کلیه خود ویژگی هایش به مثابۀ سیستم، به منظور کسب و تداوم سیطره اش بر اذهان، بر منابع، بر کشور ها و سرزمین های حاوی اهمیت ستراتیژیک مثل معادن، بنادر، تنگه ها و آبراه های بازرگانی به مدد کلیه دستاورد های پیشرفت عرصه های صنعت، تکنالوژی، ارتباطات، اطلاعات و رسانه ها و ابزار سمعی، بصری و انفورماتیک پیوسته تلاش ورزیده است تا اذهان محکومان جهان را در احاطۀ خویش داشته باشد.
کارل مارکس فیلسوف و اقتصاددان شهیر المانی در اثر مشهورش «ایدئولوژی المانی» سخنی داهیانه و حکیمانه ای گفته است که برای کلیه جوامع طبقاتی کلیه دوران ها صحت دارد:"اندیشۀ طبقۀ حاکم هر دورانی، اندیشۀ رایج همان دوران است".
از همین رو هم است که طبقۀ حاکم (بورژوازی) نظام سرمایه داری امپریالیستی جهانی به مثابۀ بزرگ ترین استعمارگر جهانی پیوسته تلاش ورزیده است رسانه ها و سائر ابزار و اشکال فنی، هنری، ادبی مثل رادیو، تلویزیون، سینما، فیلم، انترنت و فضای مجازی، رسانه های اجتماعی، مکاتب، دانشگاه ها، کتب، مروج های ایدئولوژی لیبرالیسم و... را برای ترویج افکارش به خدمت بگیرد. مبتنی بر این اصل، دول بورژوازی/ امپریالیستی در تاریخ دو مرحله ئی استعمار اذهان مردم کشور های عقب مانده را مشوب ساخته، فکر خود را به عنوان تفکر غالب بر جامعه قبولانده؛ نژادگرائی، فاشیسم، برتری جوئی و مأموریت "متمدن سازی" این "نژاد برتر" را در اذهان عمومی رایج سازد. شستشوی مغزی مردمان کشور های تحت سلطه و به سوی "ازخودبیگانگی" کشاندن جوانان این گونه جوامع و بی تفاوت ساختن آنان در قبال سرنوشت ملی و اجتماعی امروز و فردای شان با هدف ترویج اندیشه ها و ارزش های فرهنگی ــ اجتماعی استعمارگران صورت می گیرد. استعمار برای این کار، دستگاه های عریض و طویل و ابزار سخت و نرم و شیوه های اغواگری در آستین دارد.
استعمارگران برای به انقیاد و تسلیمی کشاندن ملت ها، علاوه از راه انداختن جنگ های تجاوزکارانۀ مستقیم و نیابتی، از تمام ابزار و حربه ها به خاطر دگرگونی ذهنیت و تحقق اهداف استعماری تلاش می ورزند. در مرحلۀ بستر سازی برای افکار اسارتبار استعماری و خلق ذهنیت استعمارزده برای قبول آن، تمام ابزار دست داشته مانند اقتصاد، فرهنگ، ایدئولوژی و ادوات جنگی سهم دارند، اما خطرناک تر از این ها سیستم رسانه ئی استعمار است که مهیب تر از این افزار نظامی عمل می کنند.
حاصل کارکرد این ابزار، غارت اذهان و شعور است. در این گام از برنامۀ استعماری، افکار ما را به بردگی می کشانند. در این راستا دانشمندان علوم را خریداری کرده، متولیان امور مذهبی را به خدمت می گیرند و کارشناس می زایند. صاحبان اندیشۀ استعماری فراورده های ذهن بیمار استعماری خود را چنان با آب و تاب عرضه می کنند که بینده و شنونده را نسبت به اصل واقعه در شک و تردید قرار می دهد. انبوهی از رسانه ها و مجری های مختلف برای تسخیر اذهان عامه راه می افتند تا برنامۀ تجاوز، دهشت و غارت استعماری را با سرخاب و سفیداب تمدن، حقوق بشر، حقوق زنان، دموکراسی و مبارزه علیه تروریسم را اغواگر نشان دهند.
آسان ترین راه برای شان خریداری افراد بومی و محلی از سرزمین مورد نظر می باشد و این مزدوران خود را در رأس ادارۀ امور نصب می نمایند. توسط همین نخبگان است که افکار استعماری خود را در میان مردم ترویج می کنند.
زمانی که این نیرو های سیاسی وابسته به استعمار کارائی و مؤثریت خویش را نتوانند به اثبات برسانند، آنگاه است که با تعویض مهره های ناکارامد، بازوی نظامی استعمار دست به کار می شود.
قدرت ها و دولت های استعمارگر امپریالیستی در پی بازار صدور سرمایه، فروش کالا، نیروی کار، مواد خام، نفت، معادن، محصولات نباتی و حیوانی و مناطق جغرافیائی حائز اهمیت نظامی، اقتصادی و مواصلاتی آبی و خاکی؛ کشور ها را اشغال و سرزمین ها را فتح می کنند و راه را برای ضربه وارد ساختن همه جانبه به رقباء، ممانعت رقباء و فروش تسهیلات جنگی... می بندند. در صورتی که یک قدرت استعمارگر نتواند به این هدف ها در رابطه با کشور و منطقۀ معینی برسد، آنگاه بازوی نظامی اش مداخله می کند.
در شرایط کنونی آن قدرت براندازندۀ نظامی استعمارگران غربی، نیروی دریائی، نیروی هوائی و طیارات بم افگن و پیاده نظام امپریالیسم امریکا و متحدان آن می باشد. امپریالیسم روسیه با تجاوز به اوکراین و سلطه گری نواستعماری در آسیای میانه و قفقاز جنوبی، و ابراز وجود سیاسی، دپلوماتیک، اقتصادی و نظامی در پیمان شانگهای و بریکس پِلَس، در پی امپریالیست های بلاک غربی به سوی سلطه گری و تاراجگری استعماری روان است. امپریالیسم نو ظهور چین سیاست نواستعماری و نفوذ اقتصادی خزنده دارد که بی سروصدا ادامه می دهد.
در جنگ های تجاوزکارانه و ارتجاعی نظامی و فزیکی انسان ها مال و جان خود را از دست می دهند و بر حیثیت شان تاخته می شود و غرور شان می شکند، اما در جنگ نرم، افکار و ذهنیت خویش را از دست می دهند و انسانیت آنها تهدید و ارزش های اجتماعی ــ فرهنگی آنها تحدید یا نابود می شود. در جریان جنگ نرم شعور انسان ها به بند کشیده می شود، قلوب و اذهان انسان ها تحت سلطه استعماری تسخیر شده و وجدان شان خریده می شود. در تاریخ معاصر کشور ما در حدود نیم قرن اخیر، استعمار سوسیال امپریالیستی/امپریالیستی با پرداخت پول، شستشوی مغزی و کشاندن به مغاک تیرۀ "ازخودبیگانگی" (بی خویشتنی) و جعل حقایق در مورد ماهیت مأموریت سوسیال امپریالیستی/امپریالیستی در دو نوبت، تعداد زیادی از عمله جنبش روشنفکری و مدعیان مبارزه برای رفع ستم و استثمار و ترقی اجتماعی را در ازای زر به سجود در پای استعمار کشانده، تعدادی را تا ارتکاب علنی خیانت ملی و تاریخی کشانده است. تعدادی از تسلیمی های مزدور استعمار که در گذشته پس از شکستن و انحراف از راه آزادیخواهی و انقلاب و افتادن در معبد سجود و "کلاسیک" نامیدن اندیشۀ انقلابی این جابازان، سر از گریبان استعمار دراوردند؛ تا همین امروز حتی از معامله بر سر نام جانبازان انقلابی اباء نورزیده اند و تازه در عین تحریف تاریخ و جعل روایت ها، برای تبدیل ناب ترین ارزش ها و معنویت انقلابی به کالای قابل معاوضه با پول، تلاش کثیف به خرج داده اند.
در جنگ روایت ها است که استعمار سوژه های جعلی را از طریق رسانه ها به خورد ما می دهد تا جائی که عده ای که سحر استعماری مسحور شان کرده، جعل حقایق را حقیقت بپندارند و چون مگس در جال تنیده شده توسط استعمارگران صید می شوند که از آن خلاصی متصور نیست. رسانه های یک سر و صد زبان و پرزرق و برق بورژوازی امپریالیستی با اغواء و فریب ذهنیت عامه در کشور های مستعمره را آماج این حمله قرار می دهند و روایت های آنها است که شکل دهنده قضاوت ما می گردد. از این طریق، استعمارگران ذهنیت عمومی کشور های مستعمره و محکوم را مدیریت و مهندسی می کنند. استعمارگران سر محکومان را از طریق رسانه های مربوطۀ و ذرایع دیگر به مسائل بی ارزش دیگر گرم می سازند و مشغول نگه می دارند تا این تخدیرشدگان متوجه غارتگری و چپاول آنها نگردند.
محکومان جهان باید ذهن و شعور خود را از زندان روایت های استعمارگران با آموزش و آگاهی مستمر ضد استعماری رها ساخته و در تقابل علیه این سیستم برده سازی، با آگاهی دهی و انسجام رزمندۀ توده ها علیه استعمار ــ ارتجاع برزمند. همزمان با مبارزات فکری، سیاسی و فرهنگی، سموم فکری سیستم استعماری را از اندیشۀ توده ها و روشنفکران آزادیخواه و مترقی بزدایند. این یگانه راهی است که پیش پای انسان های آگاه گذشته شده است که باید با دقت ضد استعماری این راه طولانی را طی طریق کنیم.