بازنشر از: زنده یاد امین سیماب
۱۲ نومبر ۲۰۱۸



به مناسبت هشتاد و پنجمین سالگرد شهادت عبدالخالق

ســـر شـب ســرش فکر تاراج داشت

سحر نه تنش سر، نه سر تاج داشت

بــــــــــــه یک گـردش چرخ نیلوفری

نــــــــــــه نادر بجا مانـد و نی نادری

عکس بالا نادر دیره دونی را چند لحظه بعد از به گلوله بستنش توسط عبدالخالق قهرمان نشان می دهد، که خوار و زبون به زمین افتاده وذخدم وذحشمش با حیرت و ناباوری به جسد بیجانش می نگرند. از آن جائی که عکس کمی دستکاری شده است، گمان می رود که رسم باشد، که چنین نیست.  صنعت عکاسی در آن زمان در افغانستان تازه، و در موقع برداشتن این عکس حالت اضطرار حکمفرما بود، پس کیفیت ناقص عکس باید ناشی از آن باشد؛ ولی آنچه اهمیت دارد، پیام تاریخی تصویر است که در شعر بالا خلاصه شده است. ناگفته نماند که به احتمال قوی شعر متذکره در بارۀ نادر افشار سروده شده است، و نه این غلام گمنام و بی مقدار هند برتانوی. با آنهم می توان مضمون آن را به خوبی با سرنوشت محتوم نادر دیره دونی پیوند زد.

۱۹ دسمبر ٢٠١٣م


یاد عبدالخالق قهرمان ملی و فرزند تسلیم ناپذیر توده ها را گرامی داریم!

قهرمان جاودان عبدالخالق شهید

 آخرین ساعات ماه نومبر است. هر قدر از آغاز این ماه  و به خصوص از ختم اولین هفتۀ آن تا حال انتظار کشیدم تا مگر فردی یا سایت انترنتیی از فرزانه فرزند توده ها، جوان قهرمان و نترس سرزمین ما ـ عبدالخالق ـ یادی و ذکری نماید، متأسفانه که تا حال خاموشی حکمفرما است. اختناق و استبداد سیاسی با اضافۀ تعصبات نژادی و قومی طوری اکثریت مردم ما را شرطی ساخته است که سی سال بعد از سقوط قطعی فرمانروائی آل یحیی، هنوز هم تأثیرات مسموم کنندۀ آن بر روان جامعۀ ما بال های شوم خود را گسترده نگه داشته، و سکوت مرگ در رابطه با عمل قهرمانانه و حماسی عبدالخالق، یاد وی را باز هم به گمنامی و فراموشی محکوم می کند.

به تاریخ ۸ نوامبر سال ١٩٣٣ میلادی، این فرزند برومند توده ها، با وجود فقط  ١٧ سال عمر، ولی پختگی شخصیت و تدبیر یک کهنسال، با قبول مرگ، مغز کثیف ترین و خطرناک ترین گماشتۀ بیگانگان ـ نادرشاه ـ را در جریان توزیع جوائز به متعلمین در صحن قصر گلخانه در کابل پاشان ساخت؛ و به این ترتیب به خانوادۀ نادر و وابستگان انگلیس زاده و جواسیس هند برتانوی، و به خود آن قدرت استعماری، حالی نمود که با وجود قتل عام روشنفکران بزرگ و مردمی کشور توسط نادرـ این مُهرۀ خودفروخته و خائن به خلق افغانستان ـ هنوز هم میهن ما قادر به تقدیم قهرمان و قهرمانان توده ئی به جامعه است. نادر خائن و جانی فکر می کرد که با سر به نیست ساختن گل های سر سبد صحنۀ روشنفکری آن زمان افغانستانُ قادر خواهد بود که وی و بادارن انگلیسش با فراغت خاطر به ضد ملت ما توطئه نموده و دماراز روزگارمردم درآورند. گر چه متأسفانه در این جنایت و جنایات متعدد دیگر به هدف و مرام خود، به خصوص به وسیلۀ انسان نمای وحشیی چون سردار هاشم فائق آمدندُ ولی اعدام انقلابی نادر کثیف به دستان توانای عبدالخالق، کولونیالیسم انگلیس و نوکران خودفروختۀ دیره دونی آن را از نشئۀ قدرت باد آورده در افغانستان بیرون کشیده  و نگذاشت که با زورگوئی آغازین به تطبیق نقشه های خود نائل آیند. به هر حال، تاریخ استعمارگر و نوکرانش را با نفرین ابدی ثبت کتیبۀ خود ساخته است. اما عبدالخالق که با ثبات و مقاومت مافوق انسانی قادر شد شکنجه گران خود را که اکثراً برادران نادر(هاشم و شاه محمود) بودند، حتی در جریان شکنجه و فشار طاقت فرسا، نیز ذلیل و خجل نموده و با پایداری بی نظیر خود در برابر شکنجه های قرون وسطائی، به اصطلاح "سگ" بسازد؛ نگین درخشندۀ آن صفحۀ تاریخ است.

به روز ۱۹دسمبر امسال، از شهادت این فرزند قهرمان کشور پوره ٨٠ سال می گذرد. یاد وی را با یادآوری از عمل حماسی و قهرمانانه اش گرامی داریم، زیرا از برکت ایثار آن جوان دلیر، سر پر از  کبر و نخوت یکی از رذیل ترین و محیل ترین جواسیس بیگانه در آغاز قرن بیستم در افغانستان به خاک ذلت افتاد.  نام نامی عبدالخالق را با افتخار و سپاس بر زبان می رانیم. امید نوشته ها و مطالبی منبعد به ارج گذاری از این شخصیت فراموش شدۀ تاریخ معاصر کشور ما به دید هموطنان برسد.

مرگ بر خائنان و وطنفروشان دیروز و امروز!

جاودان باد خاطرۀ عبدالخالق قهرمان!

راه عبدالخالق شهید پررهرو باد!

٣٠ نومبر ٢٠١٣م