سیاوش آزاد
۰۷ دسمبر ۲۰۱۷
استعمار و رژیم مزدورش، عامل آلودگی هوای شهر کابل
وضعیت محیط زیست و آب هوا خاصتا ً در شهر کابل با تسلط قوای اشغالگر امریکا و متحدان آن روز به روز به یک معظلۀ حاد بشری مبدل گردیده است. اکثریت باشندگان شهر کابل از این آلودگی آب وهوا و خرابی محیط زیست شکایت دارند و رنج می برند. این مصیبت قابل پیشگیری همه روزه جان تعدادی از هموطنان بی نوای ما را می گیرد.
در این شرایطی که توده های زحمتکش کشور ما با فقر و بیکار، بدامنی، جنگ، توحش و جنایت تحمیلی و عمدی اشغالگران، استثمار و مظالم حکام ظالم، زورگوئی زورمندان، انفجار و انتحار اجیران طالب و داعش در شهر و روستای کشور اسیر در اضطراب و تشویش دائم به سر می برند؛ آلودگی آب وهوا و خرابی روز افزون محیط زیست در کشور، به یک معضل جدی و بحرانی صحی و اجتماعی مردم ما بدل شده است. آلوده و زهری ساختن آب، خاک و هوای کشور ما، جفا و جنایت دیگری است که امپریالسم حریص، متجاوز و اشغالگر جهانی و ارتجاع دلال حاکم با ریختن بمب های زهرآلود به شمول بمب های حاوی یورانیوم ضعیف شده، تولید دود و چرب ساختن خاک و آمیخته شدن آن با مواد زهری روغنی و کیمیائی توسط ماشین جنگی اشغالگران و دولت مزدور، تراکم نفوس در شهر ها بدون ارائۀ خدمات شهری و وجود زیرساخت های لازم، تورید بی رویۀ موتر های دست دوم توسط دلالان سودجو و تشویق مصرف بنزین و دیزل بی کیفیت وارداتی، داش های خشت با سوخت زهری در حومۀ شهر ها و غیره، از عوامل عمدۀ خریب محیط زیست توسط اشغالگران امریکائی و ناتوئی و مزدوران پوشالی داخلی آنان است که آن را سربار سائرمشاکل باشندگان شهر های کشور و مخصوصاً شهر کابل گردانیده اند.
با هجوم و ادامۀ جنگ تجاوزکارانۀ ویرانگر ده سالۀ ارتش اشغالگر روس اشغالگر در سرزمین ما؛ و در پیآمد آن جنگ، ویرانگری، غارت و دزدی دوران تسلط تنظیم های جهادی وابسته به غرب و ارتجاع منطقه؛ اکثریت جنگلاتی که از گذشته وجود داشت٬ در طول چندین سال جنگ از بین رفته و یا هم قسماً به یغما رفت٬ مانند جنگلات کنر، پکتیا و سائر مناطق که تا هنوز هم به پاکستان انتقال داده می شود ٬ و یا هم درختان زیبای شاهراه کابل – پروان در مسیر هر دو طرف سرک شمالی٬ که به دستور روس متجاوز به امین جلاد، قبل از ششم جدی ۱۳۵۸ش توسط رژیم مزدور "خلقی ــ پرچمی" روس های رهزن منهدم گردید.
این ها مشت نمونۀ خروار، همه گواهی دهندۀ از بین رفتن محیط سبز اعم از جنگلات٬ چرا گاه ها، چمن زار ها، سیستم آبیاری و بند و انهار است که در حفاظت از محیط زیست و آب هوا نقش بسزأ داشته اند.
گفته می شود که غلظت الودگی هوا در شهر کابل در حدود بیشتر از ۳۵۰ مایکروگرام در متر مکعب می رسد. این میزان بلند غلظت مواد آلاینده در هوا، خطر ابتلای شهروندان به بیماری های صعب العلاج خصوصأ بیماری های سرطانی، تنفسی، قلبی، سنگ گرده، جنین و نوزاد غیرعادی و بیماری های دیگر اطفال، مادران و بزگسالان که ناشی از هوای آلوده و آب کثیف است، را در پی خواهد داشت.
در حال حاضر به صد ها کارخانه خشت پزی و صد ها کارخانۀ تولیدی در شهر کابل فعالیت دارند. بیشتر از پنجصد هزار عراده جات در شهر کابل گشت و گذار دارند. داش های خشت پزی تایر موتر، پلاستیک و روغنیات کهنه را می سوزانند که دود حاصلۀ آن خیلی زهری و خطرناک به صحت انسان و سائر زنده جان ها است.
هزاران جنراتور در ساعاتی که برق شهری قطع می شود، آغاز به فعالیت می کنند. به صد ها هزار بخاری با استفاده از سوخت دودزا مثل چوب، ذغال سنگ و... برای گرام کردن خانه های مردم استفاده می شود. به صد ها حمام از ذغال سنگ و سائر مواد سوخت استفاده می دارند. در اکثر موارد فوق، استفاده از مواد سوخت غیرمعیاری – تیل بی کیفیت، تایر موتر، چوب، پلاستیک، ذغال سنگ و دیگر مواد سوخت مضره کار گرفته می شود. استفاده از سلاح های مخرب و گازات ضد سلامت محیط زیست، توسط قوای اشغالگر امریکا و ناتو ــ همانند استعمال مادر بمب ها در اچین ننگرهار ــ معمول است.
آلودگی هوا چهارمین عامل مرگ و میر زودرس به خصوص برای طبقات زحمتکش در کشور های تاراج شدۀ تحت ستم امپریالیسم و سرمایۀ مالی غارتگر آن، در جهان است.
با وجود این که بشر در بخش های مختلف از علوم به دستآورد های علمی و تکنولوژیک خیره کننده ای دست یافته است، اما هنوز هم در عرصه محیط زیست و تغییرات اقلیمی، مشکلات عدیده ای وجود دارد، که بشریت را به چالش مواجه ساخته است. نظام امپریالیستی هم عامل تخریب محیط زیست است، هم مانع رسیدن این دستآورد های علمی ــ فنی به خلق های محروم جهان و هم مانع جلوگیری از تخریب بیشتر سیارۀ ما.
دانشمندان هوشدار می دهند که هم اکنون بحران محیط زیست وآب هوا به سویۀ جهانی از هر زمان دیگری، سلامت زندگی بشری را در معرض خطر جدی قرار داده است.
تغییرات اقلیمی، گرمایش زمین، سرازیر شدن سیلاب ها، خشک سالی های متواتر و آسیب های زیستی ناشی از آن، آرامش و قرار زحمتکشان متراکم در شهر های بزرگ سرمایه داری و یا در زاغه نشین های اطراف آن و همچنان زندگی خلق های زحمتکش و محروم جهان را با تهدید جدی مواجه ساخته است.
عامل این همه سانحه های طبیعی قابل پیشگیری و فاجعه های بشری؛ نظام سرمایه داری، تولید چند صد سالۀ صنعتی، و حرص و آز سیری ناپذیر امپریالیسم حریص، جهانخوار و تاراجگر با بمب ها، مواد سوخت و مواد زهری آلاینده اش است. برای توقف این روند تخریبی سیارۀ ما و جلو گیری از سوانح و فجایع بیشتر طبیعی و انسانی، باید این سیستم جهانخوار و نظام های مرتجع و مستبد مرتبط به آن را سرنگون ساخته و به جای آن جامعۀ فارغ از ستم و استثمار، حرص و آز و امپریالیسم و ارتجاع را بنیاد نهاد.
چنین روزی هرگز دور مباد!