همکار خبری خروش رعد
۱۲ می ۲۰۱۸



تبصره ئی در حاشیۀ چند خبر کشور

۱۷ ثور ۱۳۹۷ش: در اخبار آمد که در حملۀ نیرو های سرکوبگر دولت مزدور کابل به مدرسه ای در مربوطات ولسوالی دشت ارچی قندوز به تاریخ ۱۳ حمل، تعدادی از طلاب مدرسه و غیرنظامیان محل کشته شدند. دفتر یوناما در کابل در زمینه وعدۀ تحقیق داد. اینک سازمان ملل با نشر گزارش تحقیقش مدعی شده است که: حملۀ نیرو های دولتی در افغانستان ۳۰ کودک را کشته و ۵۱ نفر  دیگر را زخمی کرده است. در گزارش اخیر سازمان ملل آمده که "در میان کشته شدگان حملۀ هوائی به مراسمی که در فضای باز نزدیک یک مدرسۀ دینی در حال برگزاری بود، شش بزرگسال هم وجود داشته است". در این گزارش سازمان ملل مدعی شده که "تلفات نهائی این حمله ممکن است بیشتر از این تعداد باشد." سازمان ملل اصرار دارد که در روز حمله، صد ها مرد و پسربچۀ حاضر در مراسم دشت ارچی، مورد حملات راکت و گلوله باران هوائی سنگین از هلی‌کوپتر قرار گرفتند".
دفتر سازمان ملل در کابل گفته است: نمی‌تواند حضور یا عدم حضور جنگ‌ جویان طالبان را در محل حادثه تائید یا رد کند، اما در بارۀ اقدامات دولت برای جلوگیری از تلفات غیرنظامیان ابراز تردید کرده است.گزارش تحقیق سازمان ملل معترف است که شهروندان [افغانستان] حس می‌کنند وسط جنگ میان دولت و طالبان گرفتار شده ‌اند... و با افزایش ۷ فیصدی حملات هوائی به نسبت سال ۲۰۱۶، تعداد تلفات شهروندان غیرنظامی هم افزایش پیدا کرده است. در سال ۲۰۱۷ در مجموع ۶۳۱ شهروند غیرنظامی در حملات هوائی نیرو های هوادار دولت از جمله نیرو های نظامی بین‌المللی [اشغالگران امریکائی ــ ناتوئی] کشته شده ‌اند." بیش از نیمی از این تلفات ناشی از حملات انجام شده توسط نیرو های دولت مزدور کابل خوانده شده است. دولت ضد ملی و سرکوبگر غنی احمدزی در ارگ غلامان کابل گزارش سازمان ملل را در مورد حملۀ نیرو های دولتی به قندوز رد کرده است.
در همین ارتباط، در حالی که دولت مفلوج کابل فاقد اراده و توان حفاظت از غیرنظامیان حتی در پایتخت و مراکز ولایات کشور است و تازه توسط ارباب درجه دومش به کشار کودکان مدرسه در قندوز متهم شده است؛  سازمان "دیدبان حقوق بشر" به تاریخ ۱۸ ثور از افزایش حملات مزدوران به گفتۀ این سازمان "شورشی" به غیرنظامیان افغانستان، ابراز نگرانی کرده است.
قابل یادآوری است که سازمان ملل متحد و دفتر نمایندگی آن در کابل شریک تجاوز و جرم و جنایت اشغالگران است و هم"دیدبان حقوق بشر" نهادی مرتبط با اشغالگران امریکائی ــ ناتوئی بوده و با آنها تنیده شده و به خرج آنان دائر است. این نهاد ها سر انتقاد صریح از اشغالگران قاتل و مزدوران خونخوار طالبی و داعشی آن ها را ندارند، از این رو، این گونه نهاد ها هم به نعل می کوبند، هم به میخ.

در این منظره ببین تفاوت جلال و جبروت سرمایه و نیاز این تودۀ مظلوم را

۱۷ ثور ۱۳۹۷ش: سرکنسول دولت غدار کابل اخراج اجباری مهاجران از ترکیه را انکارکرد. زکریا بارکزی، سرکنسول خودفروختۀ دولت مزدور کابل در استانبول در مصاحبه با خبرنگار آناتولی ترکیه ادعای اخیر سازمان عفو بین الملل مبنی بر اخراج اجباری پناهجویان افغان از ترکیه و اخذ تعهد نامه به زبان ترکی از آن ها برای عدم بازگشت را خائنانه و خلاف واقعیت، تکذیب کرد.
این خودفروخته طی مصاحبه با خبرنگار گفته است: بازگشت پناهجویان افغان به‌ صورت داوطلبانه و در هماهنگی با نمایندگی های سیاسی افغانستان در ترکیه انجام شده است. ادعای اخیر سازمان عفو بین الملل مبنی بر اخراج اجباری پناهجویان افغان و امضاء و توزیع برگه هائی به زبان ترکی از سوی پلیس ترکیه را رد می‌کنم. این یک دروغ محض است.
اما جریان واقعی از چه قرار است:
واقعیت این بوده است که طی ماه های اخیر به نسبت خرابی روزافزون وضع اقتصادی و امنیتی مردم افغانستان اشغال شده و جنگ زده( دولت مرتجع و توسعه طلب ترکیه عضو سازمان جنایتکار و متجاوز ناتو در اشغالگری و بربادی کشور ما نقش دارد)، بیکاری و بی روزگاری متزاید، موج تازۀ مهاجرت به ترکیه از طریق ایران به راه افتاده و در ماه های اخیر بیش از ۳۰۰۰۰ افغان وارد ترکیه شده اند. گزارش های مستند حاکیست که با ورود افغان های مهاجر به شهر "ارزمیر" ترکیه پولیس آن کشور آنان را دستگیر کرده و به اردوگاه مؤقت می برد. در مجموع رفتار پولیس ترکیه با مهاجران افغان خیلی خشن، تبعیض  و توهین آمیز و غیرانسانی گزارش شده است. در اردوگاه به کمک ترجمان های افغان اوراق مربوطه را خانه پری کرده؛ انگشت نگاری و عکس برداری شده و پس از حدود ده روز یا دو هفته نام خوانی شده و به تعداد ۳۰۰ تن را از اردوگاه بیرون و به جای قرنطینه شده می برند. از آن جا هفتۀ سه یا چهار بار، هر بار به تعداد ۲۸۰ تا ۳۰۰ تن آنان توسط سرویس همراه با اسکورت پولیس تا میدان هوائی برده شده و توسط طیاره بدون اثاثیۀ شخصی و پرداخت پول خرج و کرایۀ راه تا ولایت مربوطۀ شان، دست خالی به کابل برگشتانده می شوند. این برگشت شده ها در کابل هم بدون ملجاء و مأمنی به حال خود رها می شوند. این گزارش ما بر اساس صحبت با تعدادی از پناه جویان افغان در ترکیه، برگشتی ها در کابل و چشم دید مستقیم گزارشگران خروش رعد تهیه شده است.
این در حالی است که این مزدورک بی وجدان دولت غدار کابل از ارائۀ "کمک‌ های مالی، بلیط هواپیما و پوشاک برای خانواده های مهاجر" دم می زند. مرگ و هزار نفرین بر دولت ظالم و مزدور کابل و بر این مزدورک وجدان باخته باد که مسبب آوارگی هموطنان شان بوده و در ستمگری دولت متجاوز و ظالم ترکیه بر هموطنان مهاجر شان، شریک اند!
لینک ویدئوی مصاحبه: https://youtu.be/99-4ecDrcCs

۲۰ ثور ۱۳۹۷ش: ثبت نام رأی ‌دهندگان انتخابات غلامان طویله نشین خادم اشغالگران به تاریخ ۲۵حمل آغاز شده و تاریخ انقضای مهلت آن ۲۳ ثور در مراکز ولایت ‌ها اعلام شده بود. اما ثبت نام برای انتخاب ظاهری مهره های استعمار، نه با استقبال مردم افغانستان، بلکه با تحریم عمومی آنان مواجه شد. با گذشت یک ماه، به رغم دستور تهدیدآمیز سردستۀ غلامان ارگ برای ثبت نام اجباری پرسونل و مستخدمان ملکی و نظامی دولت مزدور، فقط حدود یک میلیون نفر از میان ۳۰ میلیون واجد  شرایط ثبت نام در آن مضحکۀ قبل از انتخاباتی با اجبار، اکراه و ناگزیری های معینی اشتراک ورزیدند.
اکنون کمیسیون پر از تقلب انتخابات دولت مستأصل ساخت اشغالگران در کابل از سر ناچاری برخلاف مهلت تعیین شدۀ قبلی(۲۳ ثور)، مهلت ثبت نام را برای یک ماه دیگر یعنی تا ۲۳ جوزا تمدید کرده است. اما به رغم این دست و پا زدن های دولت درمانده و منفور ساخته و پرداختۀ اشغالګران جنګ افروز، قاتل و غارتګر کشور ما در غرقاب تباهی؛ مردم افغانستان در پرتو دروس و تجارب آموخته در این ۱۷ سال اشغالګری و جنایتکاری  اشغالګران و مزدوران دولتی و غیر دولتی آنان، انتخاب آګاهانۀ خود را کرده اند. تحریم رژیم مزدور و مضکۀ انتخاباتی و قبل از انتخاباتی آن، انتخابی است به جا، ستودنی و آگاهانه. این انتخاب عالی بایستی با به کارگیری ابزار و روش های مبارزاتی تکامل یافته و غنی شود. طرد اشغالگران و به زیر کشیدن رژیم مزدور و منفور ساختۀ آنان، یگانه انتخابی است در راه رستگاری ملی و اجتماعی توده های دربند و مظلوم کشور در زنجیر ما.

۲۱ ثور ۱۳۹۷ش: نشست "علمای دین" امروز در اندونیزیا برگزار شد. اصطلاح "علمای دین"  به گونۀ نادرست در مورد ملا ها به کار می رود، زیرا نه دین علم است، و نه ملا عالم. دین با ایمان کورکورانه  و تعبدی سر و کار دارد، ولی علم با استدلال، منطق، تجربه و اثبات سر و کار داشته و از روش یا میتودولوژی علمی استفاده می کند.
شماری از ملا های معاشخور اشغالگران امریکائی و دولت مزدور کابل به ریاست ملای شکم گنده "قیام‌الدین کشاف" به اضافۀ تنی چند از ملا هائی از کشور های، پاکستان و اندونیزیا امروز جمعه ۲۱ ثور در نشستی مشترک در شهر بوگور اندونیزیا در مورد خشونت‌ های جاری و صلح مطلوب اشغالگران امریکائی ــ از نوع صلح با گلبدین جلاد ــ در افغانستان تبادل نظر کردند. هرچند نشست اندونیزیا تروریسم و خشونت و حمله‌ های انتحاری و حمله به غیرنظامیان را خلاف اصول اسلام خوانده است، اما در این بیانیه از مزدوران وحشی طالبان  و داعشیان اسمی نبرده و کشتار هزاران غیرنظامیان و مسلمانان افغان توسط انتحار و انفجار چندین سالۀ اجیران طالبی و داعشی خونخوار را محکوم نکرده است.
این جرگۀ با سکوت در مورد اشغال نظامی افغانستان توسط امپریالیسم امریکا و ناتو و اسم نبردن از کشتار و جنایات اشغالگران و نظامیان ستمگر دولت مزدور و پوشالی کابل، فرمایشی بودن و امریکائی بودن این ابتکار "صلح" را عیان ساخت و معلوم شد که جلو همچو نشست هائی در دست امریکای اشغالگر است و این ملا ها مثل سائر مزدوران سر در آخور اشغالگران امریکائی دارند. هدف دیکته شده به این ملا های پلوخور در مورد صلح، عبارت است از جمع شدن تمام مرتجعان و مزدوران در ادارۀ ضد ملی و ضد مردمی ساخت اشغالگران به قیمت تداوم تحمیل یوغ سنگین استعماری اشغالگران، استثمار و ستم بر خلق کشور و غارت تمامی منابع مادی کشور مستعمرۀ ما.
این ملا ها از جنس همان هائی استند که در اوج کشتار جلاد دلیر سوسیال امپریالیسم ــ امین جلاد، مخالفان را به استناد به آیۀ قرآنی " يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ"، مباح الدم و واجب القتل می خواندند. یعنی این که هرکسی که از دستور الله، پیامبر و صاحب امر (حاکم) پیروی نکند، خونش مباح و قتلش واجب است. در طول تاریخ دین و مذهب، هر دو به عنوان ابزاری برای فریب و تحمیق مردم، در خدمت طبقات حاکمه و استعمار بوده است و امروز نیز در وطن ما و هر کجای دیگری چنین است.
در حاشیۀ این اجلاس مزدوران امریکا، مزدور شرف باخته ای به نام احسان طاهری، در نقش سخنگوی "شورای صلح"  دولت مزدور اشغالگران ادعای مسخره ای کرده و گفته است "اجماع ملی درباره روند صلح در داخل" تأمین شده است. اجماع ملی توسط تک تک احاد ملت در یک کشور در مورد مسأله ای خیلی مهم صورت می گیرد. در حالی که کشور در اشغال است، این جاسوس نگفته است که این اجماع ملی چه وقت، در کدام چهارچوب، با چه مضمونی و با چه تعریفی از "صلح" و میان کی ها، به دست آمده است؟؟؟ این دروغی بیش نیست، زیرا در یک کشور مستعمره، اجماع ملی بر سر صلح ـ استعماری ــ ارتجاعی، یعنی قبول سیطرۀ خونین اشغالگر و ارتجاع حاکم دست نشاده. مردم شریف و آزادۀ افغانستان چنین ننگی را برای قبول استعمارگران اشغالگر، قاتل، ویرانگر و غارتگر و ایادی فرومایه و خائن آنان، نمی پذیرند. تحریم گستردۀ ثبت نام برای انتخابات وکلای رژیم خیانت ملی کابل، خود مدعای تازه و آشکاری بر تحریم اشغالگران و مزدوران شان توسط مردم سلحشور افغانستان است. در یک کشور تحت ستم امپریالیستی و انواع دیگر ستمگری، تقسیم شده و مستعمره؛ صلحی میان ستمگران و ستمکشان در کار نیست، باید ارادۀ یک جانب غالب شود تا صلحی عادلانه یا تحمیلی میسر گردد.