همکار خـبـری خـروش رعـد
۰۹ می ۲۰۱۷
(۲۱)خــبــر هــای افـغـانـستـان
خــبــر و نــظــر
۱. ۶ ثور ۱۳۹۶ش: گلبدین حکمتیار معروف به "جلاد کابل" پس از ۱۵ سال جنگ و صلح با اشغالگران و مزدوران ارگ نشین، سرانجام به طور رسمی همراه با "زن و فرزندش" و اخوانی های مسلح اش تسلیم اشغالگران امریکائی شد. طرح پیوستن گلبدین به نظام مستعمراتی کابل یک طرح صلح امریکائی ــ پاکستانی است که با دیکتۀ دولت امریکا، با وساطت "سازمان ملل متحد" و حذف اسم او از فهرست سیاه سازمان ملل پیاده شد. طبق این برنامۀ تسلیمی، گلبدین و افرادش سمارق وار ابتداء در لغمان سرزده، سپس به جلالآباد رفته و روز پنجشنبه (۱۴ ثور/۴ می) طی نمایشی تبلیغاتی برای دو طرف، با کاروانی مسلح به کابل آمد .
برنامۀ سازماندهی شدۀ نمایش قدرت و نحوۀ ورود مجدد "کابل سوز" و همراهان مسلح اش به شهر کابل، هم برای گلبدین از بابت بزرگ نمائی، مواد تبلیغاتی داشت و هم برای دولت مزدور کابل و ارباب امریکائی اش برای اقناع مالیه دهندگان از دنیا بی خبر امریکائی و اروپائی در مورد اجراآت عملی و مصرف به جای دالر های امریکائی. آنان با این نمایش تبلیغاتی و از کاه کوه ساختن، نشان دادند که جال پهن کردۀ پر از ماهی را جمع کرده اند.
حزب اسلامی تحت رهبری گلبدین حکمتیار مانند جمعیت اسلامی مسعود ــ ربانی، اتحاد اسلامی سیاف، حزب وحدت اسلامی مزاری، خلیلی و محقق و ملیشیای "گلم جمع" عبدالرشید دوستم همراه با بقایای باند های "خلقی ــ پرچمی"؛ در جنگ کثیف قدرت در سال های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵ش از طرف های اصلی جنایات جنگی آن دوره شمرده می شود - جنگ هائی که باعث نقض گسترده حقوق بشر در افغانستان، کشته شدن ۷۵۰۰۰ کابلی و ویرانی ۸۰٪ پایتخت کشور شد .
قابل یادآوری مجدد است که در فردای اشغال نظامی کشور ما، دولت های اشغالګر امریکا و ناتو، سازمان ملل متحد تحت امر و مزدوران افغان شان در اجلاس عمدتاْ بین الامپریالیستی بن در ۵ دسمبر ۲۰۰۱، برای اغوای افکار عامۀ افغانستان و جهان ظاهراً متعهد به تحقق "عدالت انتقالی" شدند. در همان راستا سازمان ملل و نهاد های حقوق بشری کمک هائی را در این مورد در اختیار دولت مستعمراتی کابل گذاشتند که حیف و میل شد .
اما دولت افغانستان بر اساس منافع و علایق اشغالگران، از جنایت کاران ریز و درشت رژیم های قبلی(ارتجاع مزدور اخوانی جمعیتی، حزبی، وحدتی، طالبی، ملیشیائی و خلقی ــ پرچمی به اضافۀ چند روشنفکر نمای خودفروخته) بسته بندی و تعبیه شده بود. این رژیم به رغم دریافت کمک های مالی، در مورد پیگیری " عدالت انتقالی"، مکانیسم اجرای عدالت و ستاندن حق قربانیان جنایات سازمانیافته در کشور توسط ۷ ثوری ها و ۸ ثوری ها نبود و اربابان اشغالگر امریکائی این رژیمِ تجسم زندۀ جنایت، نیز جنین عدالتی را نمی خواستند. در نتیجه جنایتکاران پناه گرفته در پیکر ارکان ثلاثۀ دولت مستعمراتی از ۲۰۰۱ م به بعد در صدد تأمین مصؤونیت خویش برآمدند. جنایتکاران با تأیید اربابان جنایتکار تر خود، در زمستان ۱۳۸۸ش، "قانون مصالۀ ملی و عفو عمومی" را در آغیل پارلمان پوشالی تصویب کرده و خود مشمول این "عفو" شدند. از آن پس بود که جنایتکاران خلقی، پرچمی، ملیشیائی، خادی، رؤسای آگسا و کام، اخوانی های کابل سوز و طالبان با فراغت خاطر به سر برده و رئیس پوشالی ادارۀ مستعمراتی کرزی مزدوران جنایت کار طالب را " برادران ناراضی" خواند، بیرق صلح برافراشت و پیام صلح فرستاد.
راه تسلیم شدن گلبدین به امریکائی های اشغالگر و قاتل، تأیید اشغال افغانستان، و قبول قانون اساسی مستعمراتی دولت مزدور کابل توسط او و دریافت خرچ دسترخوان و خرچ "زن و فرزندش" از امریکائی ها؛ را نیر همان"قانون مصالۀ ملی و عفو عمومی" سال ۱۳۸۸شمسی در دوران رئیس پوشالی "کرزی" هموار کرد، ولی تحقق آن در دوران مزدوری "غنی احمدزی" صورت گرفت.
( بررسی همه جانبۀ سیاسی تسلیمی گلبدین و افراد مسلح اش به امریکای اشغالگر در چهارچوب دولت مزدور "غنی ــ عبدالله"؛ افزون بر گزارشات کوتاه خبری و تبصره های مطبوعاتی؛ نیازمند تأمل عمیق در مورد عوامل، زمینه ها در دو طرف، و نشانی تبعات احتمالی آن، طی یک بحث مستقل است.)
۲. ۱۳ثور ۱۳۹۶ش: گروه طالبان ۱۳ عضو خانوادۀ "تاج محمد" قوماندان پولیس محلی دولت مستعمراتی را از قریۀ «فرآورد »در منطقۀ «سرتاچۀ » ولسوالی «دولینۀ » ولایت غور ربوده و به جای نامعلومی با خود بردند...
در قاموس دهاره های مزدور متعلق به اسلام سیاسی اعم از جنایتکاران جهادی، طالبی و داعشی، جرم عمل فردی نیست و نزد اینان نزدیکان یک فرد متهم به ارتکاب جرم و یا مجرم، نیز مجرم شناخته شده و مشمول مجازات می شوند. اخوانی های دهن پاره، برخاسته از گور عقبگرائی، جا گرفته در پناه لانه های جاسوسی دول امپریالیستی، چیزی را که می دانند، جنایت است. این مزدوران به سنت های پسندیدۀ قومی و ارزش های اجتماعی مردم شجاع افغانستان نیز کدام باور و احترامی ندارند. عمل ربودن، گروگان گرفتن، زندانی ساختن و هر نوع آزار و اذیت زنان، پیرمردان و اطفال یک خانواده توسط دسته های محارب، جنایت جنگی شمرده می شود و قابل محکومیت است.
۳. ۱۵ثور ۱۳۹۶ش : در اثر درگیری مسلحانۀ عساکر مرزی دولت مستعمراتی و نظامیان مرزی پاکستانی در روستای لقمان و جهانگیر در منطقۀ چمن ولسوالی سپین بولدک ولایت قندهار، یک غیرنظامی پاکستانی کشته و ۱۸ نظامی شان زخم برداشتند. در این درگیری مرزی همچنان سه سرباز دولت مزدور کابل نیز کشته و زخمی شدند. در تبادلۀ آتش سلاح های ثقیل و خفیف دو طرف، باشندگان دو سوی مرز خسارات مالی دیده اند.
تجاوز نظامی امپریالیسم و تداوم آن باعث دست درازی دول مرتجع و حریص همسایه در امور کشور ما شده و بین افغانستان و همسایگانش تنش و تقابل را دامن زده است. امپریالیسم جهانخوار امریکا در همکاری با ارتجاع منطقه کشور عزیز ما را به کانون تشنج و مرکز جنگ های تجاوزکارانۀ شان خویش مبدل کرده اند. در نتیجه، جای روابط معمول سیاسی و حسن همجواری مردم ما را با همسایگان، تقابل ارتجاع حاکم دو طرف گرفته است. باشندگان مناطق مرزی کشور ما علاوه از بم های امریکائی، در این سوی خط دیورند، از مدت ها قربانی تهاجم گستاخانۀ نظامیان حاکم بر پاکستان بوده اند.
۴. ۱۶ ثور ۱۳۹۶ش: در اثر درگیری مسلحانه میان شبه نظامیان طالب و ملیشیای دولت مستعمراتی در ساحۀ آق تیپۀ ولسوالی ذال ولایت قندز، ولسوالی متذکره به نفع طالبان سقوط کرد. اشغالگران امریکائی و ناتوئی جنگ های نیابتی و فرسایشی را در ولایات مرزی شمالی مثل بدخشان، تخار، قندوز و ولایات تریاک خیز هلمند و فراه افغانستان مدیریت می کنند. برحسب منافع خود گاهی ملیشیای دولت مستعمراتی را سبقت می دهند و گاهی هم گروه طالب و داعش را و موازنۀ جنگ را در تعادل نگه می دارند.
هدف اشغالگران، انتقال اجیران داعش و همراه آنان، تنش و تشنج به مناطق شمالی کشور است تا آن را به سرزمین های فرارود پمپ کنند و با گرم نگه داشتن تنور افغانستان، نان مراد خود را بپزند که همانا بی ثبات ساختن منطقه و دراز ساختن سلطۀ سنگین استعماری شان به دوش ناتوان و زخمی توده های زجر کشیدۀ کشور ما است.
مصائب و آلام مردم ما به موازات شدت و سرعت دست به دست شدن مناطق و سرازیر شدن ملیشیای دولت مستعمراتی و مزدوران طالب و داعش و جنایات آنان در جنگ فرسایشی در هر نوبت در یک ولسوالی، همانقدر سنگین و طاقت فرسا است و از مردم محل قربانی می گیرد.
۵. ۱۶ ثور ۱۳۹۶ش: طبق گزارش مستند تلویزیون طلوع، نصیر احمد درانی وزیر وزارت انکشاف دهات دولت مستعمراتی ۲۳ تن را به حیث نگهبان، ۱۱ تن را به حیث راننده، ۶ تن را زیر نام خدمتگار و ۴ تن را زیر نام آشپز استخدام کرده است. حقوق این کارمندان هر ماه بیش از یک میلیون افغانی می شود. این وزیر موصوف نظام سراپا فاسد و متعفن مستعمراتی به مانند کلیه وزراء، رؤسا، وکلاء، والی ها، افسران و سرباز و سرکاتب این دولت ساخته و پرداختۀ اشغالگران؛ غبن، دزدی، خیانت، رشوه ستانی، خویش خوری، استفاده سوء از صلاحیت های کاری و...، را به روش معمول کاری اش مبدل کرده است.
در هیچ سطوح حقوق و امتیازات دولتی کدام قاعده خاصی ویا حکم قانونی وجود ندارد. در یک اداره چند نوع معاش ( معاش رتبه، معاش سوپر اسکیل(مهارت های فوقالعاده)، معاش سی. بی.آر(تناسب میان مصرف و عاید یعنی میزان سود دهی)، معاش بالمقطع، معاش مشاور و...) پرداخت می شود . این شیوۀ پرداخت حقوق متناسب با بست کارمند، ظرفیت کاری ، حجم کار نبوده و جواز رسمی کار ی نیز در این زمینه وجود ندارد.
۶. ۱۶ثور۱۳۹۶ش: علی احمد عثمانی وزیر انرژی و آب دولت مستعمراتی گفت که: "بر اساس برآورد من، با ۱.۳ میلیارد دالری که افغانستان از سال ۲۰۰۳ صرف خرید انرژی برق از کشور های همسایه کرده، امکان تولید ۶۰۰ تا ۱۳۰۰ مگاوات برق در داخل این کشور وجود داشته است." این در حالی است که کشور ما امکانات بالقوۀ چنین ساخت و ساز را در خود دارد.
همه می دانند که سران خودفروخته و خائن دولت مستعمراتی کوچک ترین اراده از خود نداشته و به اشاره اشغالگران امریکائی و ناتوئی می رقصند و در نقش دزدان درونی با دزدان بیرونی دهن جوال گرفته اند. سیاست های تباهکن لیبرالیسم نو و "بازار آزاد" امپریالیست های اشغالگر امریکا و ناتو کشور ما را به بازار تولیدات و خدمات بیرونی مبدل کرده و مردم ما را بیکار ساخته است. اشغالگران و مزدوران ادارۀ مستعمراتی کابل هدفمندانه تمام زیر بنا های کشور را قصدأ و عمدأ به کندی کشیدند، بخش هائی را تخریب و تعطیل کرده و سکتور هائی را در بخش تولید، خدمات و حمل و نقل فروختند. برای اجناس بنجل امپریالیست ها و کشور های همجوار مارکیت ساختند، تولیدات داخلی را نابود کرده و همه اقلام مورد ضرورت روزمرۀ مردم ما را وارداتی ساختند.
نتیجۀ این سیاست ویرانگر اقتصادی در پهلوی سلطۀ اسارتبار و خونین استعماری اشغالگران کشور ما و مزدوران شان؛ عبارت بوده است از فقر، بیکاری، گرسنگی، فلاکت، دربدری مردم و ویرانی اقتصادی و غارت منابع کشور ما در عین اشغال بودنش.