ســـروش
(۲۷ دسمبر ۲۰۲۵ آرشیفی )



‎‏ ‎

آتشی که در ششم جدی افروخته شد، هنوز هم شعله ور است!‏‏

فاجعه خونبار و اسارتبار ششم جدی سال ۱۳۵۸ش اشغال قشون متجاوز سوسیال امپریالیسم روسی در حافظۀ تاریخی مردم ما باقیست. کودتای ننگین هفت ثور توسط مشتی اراذل بی وطن، جبار خون آشام، آدمکش زاده از دامان سوسیال امپریالسم توسعه طلب روس در تاریخ خونبار وطن بلاکشیدۀ ما افغانستان فاجعه ای بود خونبار که در تکاملش، پای قشون متجاوز سوسیال امپریالیسم روس را در ششم جدی سال ۱۳۵۸ در میهن آزاده ما کشاند.
کودتا گران و باندیست های میهن فروش"خلق و پرچم" با زور تانک، توپ و میگ های ساخت قشون متجاوز روس خود را بر ملت ستمکش ما تحمیل کردند. این وحوش، کرگسان لاشخوار، گرگان درنده خوی منفور جامعۀ ما، فضاى امن نسبی كشور ما را با کوتای ننگین خود، و با ستون هائی از قشون اشغالگران سوسيال امپرياليسم متجاوز روس مكدر نموده و خلق بى دفاع ما را چنان دچار صاعقۀ نيروى هاى اهريمنى متجاوز ان ساختند كه دُود و آتش مهيب آن، به وسیلۀ اين شرف باختگان مزدور و "فرزندان خلف برزنف" سرتاسر وطن ما را فرا گرفت که تا امروز شعله ور است.
این مزدوران شرفباخته علاوه از قتل و غارت و ویرانگری، استقلال و آزادی خلق ستمکش افغانستان را سلب و پای یک صد و بیست هزار قشون متجاوز روس را بر افغانستان کشیدند. وحشی ترین کرگسان لاشخوار منفور بازماندگان و مردگان خروشفی ، هیولای مزدور و مخرب ویرانگر «خلق و پرچم » تا توانستند در زیر سایۀ سوسیال امپریالیسم روسی با قتل بهترین فرزندان این كشور، از همه اقشار جامعۀ ما، صد ها هزار انسان آزادۀ بی گناه، بی دفاع، دهقان، کارگر، محصل، استاد و شاگرد را در پولیگون ها دسته جمعی زنده به گور، تیرباران و با شكنجه های وحشتناک سر به نیست کردند و متباقی را به ماتم ملی و به گلیم غم عزیزان شان نشانیدند. آری، خلق قهرمان و غیور افغان در پاسخ این وحشت به دفاع از مادر وطن، از سرزمین آبائی شان، از سرزمین آزادگان و نیاکان خود برخاسته و ایستادگی کردند. همزمان خیزش ها و مقاومت های مردمی در کنر ها، هرات، کابل، نورستان، مزار، ، پکتیا، ارزگان، تخار و بدخشان، پروان، فراه، درۀ صوف، لغمان و... در سرتاسر افغانستان آغاز یافت. سردمدران کاخ استبداد تره کی، کارمل و امین جلاد این مزدوران بی مقدار روس رهزن را به لرزه در آورد، و آن چنان سست نمود كه بدون کمک باداران شان توانائی از دست رفتۀ مزدوران "خلق و پرچم" دو باره به دست نمی آمد. این درماندگی مزدوران در برابر خیزش های مردمی سبب شد تا جانیان "خلق و پرچم" به جان یگدیگر افتند، و با خفه کردن تره کی «استاد توسط شاگرد وفادارش» برژنف را به غم و اندوه فرو برند.
خفه ساختن تره کی میمون صفت توسط بالشت، سردمداران قصر کرملین را برانگیخت و بر آن شدند‌ تا پیش از فرو ریزی باند تبهکار "خلق و پرچم" در برابر موج توفندۀ مبارزات مردم به پا خاستۀ ما، سرمایه گذاری های هنگفت همه جانبه و مزدوران بی آزرم شان را در امان نگه دارند. همان بود به تاریخ ششم جدی سال ۱۳۵۸ ش کرملین به جلوداری برژنف، اندروپوف، گرومیکو، چرنین کو، سوسلوف، دمتیری اوستینوف و... عجولانه تصمیم به اشغال افغانستان و اعزام نیروی یک صد و بیست هزار نفری گرفتند و با لشکر مجهز به افغانستان حمله نمودند. سو‌سیال امپریالیسم روسی با تجاوز حساب نشده اش به کشور ما از هوا و زمین هجوم آورد و با ورود قطعات نظامی آن ها، رژیم بر سر اقتدار امین جلاد ساقط و همزمان با آن رژیم ببرک کارمل(شاه شجاع ثانی ) را و به همین ترتیب نجیب جلاد، سکه های زنگزده را یکی پی دبگری تعویض و بر مسند قدرت پوشالی دست نشانده نشاندند. این کار ادامۀ یک رویداد خونین و دردناک در تاریخ وطن ما بوده است و داغ ننگش بر پیشانی "خلقی" ها و "پرچمی" ها همیشه حک خواهد ماند. با ورود لشکر اشغالگر سوسیال امپریالیسم شوروی و نصب رژیم کارمل- نجیب، قتل مردم و ویرانی افغانستان شدت بیشتر گرفت. لشکر و قشون به اصطلاح "سرخ" سوسیال امپریالیسم روس مسلح با پیشرفته ترین سلاح مخرب ده سال تمام با ملت پابرهنه و بی دفاع ما جنگید و در جریان ده سال جنگ تجاوزگرانه در میهن ما، به اساس آثار منتشر شده در رسانه هاى رسمى و بين الملل ىبیشتر از «۱۵۰۰۰» افسر و سرباز متجاوز كشته ٤٩٩٨٣ نفر مجروح و معلول ٣٣٠ تن ناپديد گرديده اند. ١١٨ پروند طياره سو و ميك بمب افگن ،٤٣٣٣ هلي كوپتر، ١٦٦٠ عراده تانک و زره پوش و وسائط جنگى، ٤٤٣ راكت انداز، ٣٨١١ دستگاه وسائط سيار مخابره، ١١٣٦٩ تانکر و وسائط نقليه همراه با ٥١٠ واسطهٔ پيشقراول و غيره، منهدم شد. در نتیجه سی میلیارد دالر هزینۀ اشغال و لشکر کشی سوسیال امپریالیسم روس و بالاخره منجر به سقوط و فروپاشی نهائی آن شد. سردمداران قصر کرملین که مسبب لشکر کشی به افغانستان بوده اند، تراژدی فروپاشی امپراتور ی شان را، از پرژنف که در جریان جنگ مقاومت مرگ او را امان نداد، و به گمنامی مُرد، هر یک سوسلوف، اندروپوف، اوسینوف، چرنینکو، گورمیکو و... پیش از این که شکست و فرار ننگین لشکر متجاوز شان را در جنگی نابرابر علیه ملتی پابرهنه و فقیر به چشم سر مشاهده کنند، به اثر بیماری علاج ناپذیری گرفتار شدند، و در نیمه اول سال های ۸۰ به گمنامی و بدنامی مردند .
این جنگ برای اشغالگران سوسیال امپریالیسم روس با هزینه بیش از سی میلیارد دالر خسارات مالی و با بیشترین خسارات جانی تمام شد، اما خلق دلیر بی دفاع و بی پناه افغانستان در اثر این جنایات هولناک روس متجاوز طی ده سال جنگ و خونریزی به خاطر آزادی و استقلال کشور شان حدود سه میلیون کشته و معیوب و بیش از پنچ ملیون آواره و مهاجر در پاکستان، ایران، هند کشور های اروپائی، امریکائی، آسترلیا و.... همراه داشت. به قول منابع رسمی و اخبار موثق بیش از پانزده هزار قریه و قصبه کاملاً تخریب و غیر از مراکز بعضی از شهر های بزرگ تمام قراء و قصبات غیرقابل بود و باش و به ویرانه مبدل گردید. از آتش جنگ جهنمی اشغالگران و مزدوران "خلقی و پرچمی" شان تمام زمین های زراعتی به دشت های سوزان و زمین سوخته مبدل و خلق ما از کار و بار زندگی باز ماندند، کشت و تولید به کمترین حد ممکنه تقلیل یافت، فابریکات صنعتی ملی، دولتی و غیره یا منهدم شد و یا هم از کار باز ماندند و یا هم توسط یغماگران جهادی و دولت پوشالی چور و چپاول و مصادره شد. نسل آگاه و روشنفکران متعهد به آرمان خلق زحمتکش افغانستان که در طی بیش از یک قرن به عنوان سرمایه های معنوی در این کشور بی جان، قسماً جان گرفته بودند، توسط جنایتکاران و جلادان "خلق و پرچم" و اشغالگران روسی نابود شده اند و یا هم در مهاجرت در منطقه و کشور های غربی پناه بردند و به تباهی و از مسیر مبارزه در جنبش های آزادیبخش دور مانده اند و یا هم به ورطۀ از خودبیگانگی در غلتیدند.
در سال ۱۹۸۶ گورباچف با یک سخنرانی در "ولادی وستوک" ریز فشار سنگین تمایل خود را در عقب نشینی و خروج از افغانستان اعلام داشت. در حقیقت شکست روس های متجاوز از همان آغاز حمله به حریم کشور آزاده ما مبرهن بود که آخرین زمامدار سوسیال امپریالیسم را وادار ساخت که افغانستان را به عنوان "زخم خونچکان" یاد کند. در اصل این زخم خونین مبارزات و ایستادگی قهرمانانۀ خلق شجاع افغان بود که با قربانی های برون از تصورِ فروان و بی همتای خود در محراق آزادی، ملک و ملت شان از خود به جا گذاشتند و پُوز روس های متجاوز و شرکاء را به خاک مالیدند و شکست و فروپاشی سوسیال امپریالیسم روس را قطعی ساختند.
با این وصف، مردم ما در تمام این مدت به شیوه های مختلف علیه رژیم کودتا و اربابان متجاوزش مقاومت کردند، ولی متأسفانه که شکست امپریالیسم روسی به پیروزی واقعی مردم ما نیانجامید. هنوز نفس راحت از زیر چکمه های اشغالگران متجاوز روسی و جلادان بومی آن نکشیده بودیم که به دم ساطور قصابی اشغالگران امریکائی و چهل هشت کشور امپریالیستی و ارتجاعی قرار گرفتیم و رژیم های دست نشاندە یکی پی دیگری بر ما تحمیل شد. نوکران زرخرید و آدمخواران جهادی، "خلقی و پرچمی"، تکنوکراتی، طالبی ، داعشی به شکرانۀ کمک های مالی و نظامی اشغالگران به چور چپاول و به قتل عام مردم ما پرداختند. به جای حاکمیت مردمی، حکومت های پوشالی، باندهای مافیائی (جهادی ، طالبی، کرزی ، غنی، عبدالله ، خلیل زاد، دوستم، محقق، خلیلی و سائر بندگان و چاکران مدنی و تسلیم طلب امپریالیست های امریکا و اروپا و دول مرتجع عربستان، پاکستان و ایران روسیه و... در ارگ غلام شاهی عربده کشیدند و خلق ما را همه روزه قتل عام، وطن را فروختند. تمام مصیبت ها، ویرانی ها از همین جا ناشی می شود. جنگ ارتجاعی تحمیلی تجاوزی و نیابتی دول امپریالیستی و مرتجع، در رأس امریکا همراه با اشغال و ویرانی کشور، کشتار، انتحار، انفجار و بحران آفرینی در افغانستان و منطقه امروز سر و نخ و ریشه در ششم جدی سال ۱۳۵۸ روز تجاوز سوسیال امپریالیسم شوروی دارد. تجاوز ششم جدی زمینه ساز اشغال مجدد کشور ما شده است. همچنان جنگ فرسایشی به خاطر اهداف ستراتیژیک امریکا ــ ناتو ادامه داشته و خواهد داشت و هر روز از هم وطنان ما قربانی می گیرد. امریکای جنایت کار با ایجاد پایگاهی نظامی به خاطر چپاول و غارت ثروت هائی که در دل سرزمین ما و منطقه نهفته است، می خواهد خون همه ملت های برادر و هم وطنان ما را ببلعد. جنایات روز افزون امپریالیسم تحت پوشش دموکراسی کذائی؛ بیماری روانی، بیکاری، فقر و گرسنگی، آوارگی، اعتیاد به مواد مخدر، و هزار یک مصیبت را به ارمغان آورده است.
علی الرغم تمام جنایات هولناک توسط تروریستان و باند های تربیت یافته طالبی، جهادی و سائر سگان هار درگاه اشغالگران خلق ما را به بهانه واهی و مضحکه صلح به تمسخر گرفته و با تشدید جنگ، جناح های درگیر را به جان مردم ما انداخته است. با موجودیت دست پروردگان طالبی و دست نشاندگان ارگ غلام شاهی که منافع اربابانشان و حیات ننگین شان در جنگ نهفته است، امکان سازش و به وجود آوردن صلح و ثبات در افغانستان قطعاً مشاهده نمی شود و جز توافق بر ادامۀ جنگ و خونریزی، دیگر توافقی صورت نخواهد گرفت. اگر هم توافقاتی صورت گیرد، موقتی خواهد بود که مورد قبول ملت به بند کشیدۀ ما نیست. مردم ستمکش و دربند افغانستان با آدمکشان و قاتلان فرزندان شان هیچگاهی صلح نداشته و ندارند.‌ مزدوران طالبان و دولت مزدور کابل هر کدام بر سر گنجینه های این کشور به غارت و چپاول همراه با مافیای بین الملی، سوداگران مواد مخدر، دزدان سنگ های قیمتی، چپاولگران معادن غنی کشور و انتقال آن به کشور های امپریالیستی و منطقه، مزدوری می کننند. منافع امپریالیسم و کشور های ذیدخل جانیان وطن فروش را هیچگاه لجام نخواهند زد تا صلحی را به اصطلاح شان به وجود آورند. امریکا و سائر دول امپریالستی و مرتجع، مثل پاکستان، ایران، عربستان، هند، روسیه و چین در غیاب خلق بی دفاع ما نه صلح، بلکی روز تا روز به سوی تشنج افزائی و گشترش جنگ و ایجاد بحران توسط این بدیل ها و غارت منابع کشور ما در حرکتند.
خلق ما باید بدانند که هیچ گاهی از این آدرس ها به صلح دست نخواهند یافت. رهائی از قید و بند امپریالیسم و ارتجاع و وابستگی کامل در اوضاع کنونی کشور، فقط آن گاهی می تواند به دست آید که عناصر و نیرو های وابسته به اجانب – چه نیرو های مزدور جهادی، طالبی، "خلقی ــ پرچمی"، وحدتی، داعشی، تکنوکراتی و روشنفکران تسلیمی از مرکز و حاشیۀ تصمیم گیری بر سرنوشت مردم ما یک جا با اشغالگران به دور انداخته شوند. نیرو های طالبی، جهادی، تکنوکراتی و داعشی و... پایه و انگیزه دهندۀ مداخلات قدرت های خارجی در کشور ما بوده و هستند و همچنان زمینه ساز تداوم جنگ و خونریزی، اشغال دائمی نیرو های امپریالیستی اند و مخالف صلح و آرامش در وطن بلاکشیده ما. دولت مزدور در ارگ پوشالیان کابل همپای امریکائیان با مزدوران طالبی در افغانستان جنگ را به خاطر تداوم غارتگری و و قدرت پوشالی شان توجیه می کنند. اشغالگران امپریالیستی همراه با ارتجاع منطقه با حرص و آز بی حد و مرز خود باعث قتل و غارت، ویرانی چور و چپاول ثروت های ملی و کشتار ملت مظلوم ما، جنگ و آتش افروزی را برای بقاء و منافع غارتگرانه خود تا صلح و ثبات ترجیح می دهند. خمیر مایۀ کل فساد، انسان کشی، غارت، بی امنی، بیکاری، فقر و بدبختی، انتحار و انفجار و... در افغانستان اشغالی همین اشغالگران و عُما ل پلید شان اتد. امریکائیان و شرکای جرم شان به این جنایات و فساد آفرینی شان در کشور یک دست با جانیان طالبی، جهادی و دولت ارگ غلام شاهی ادامه می دهند .
مردم افغانستان زمانی به صلح واقعی، ثبات و آرامش خواهند رسید که استقلال و آزادی سرزمین شان را خود به دست بیاورند. صلح مبتنی بر آزادی، دموکراسی، ترقی و عدالت اجتماعی فقط می تواند آن گاهی متحقق گردد که آزادی کامل سرزمین خویش را از چنگال کرگسان و لاشخوران امریکائی و ناتوئی و مزدوران پلید شان به دست آورده و ساحَت میهن را از نجاست آن منزه سازیم. این مأمول زمانی برآورده می شود که نیرو های انقلابی، آزادیخواه، آزادیبخش، مترقی، روشن ضمیران از جان گذشته، مستقل ملی و مردمی با احساس مسؤولیت به َدور برنامه ای واحد برای صلح، با شعار چهارگانۀ فوق در صف واحد گرد هم آیند و زمینۀ ایجاد یک افغانستان آزاد، آباد، دموکراتیک، مترقی و صلح آمیز را پی ریزی نمایند. این وظیفۀ پرعظمت را فقط با درایت، جانبازی و از خودگذری می توان به سر رسانید و بس.
۲۹  دسمبر ۲۰۱۸