هــمــایـــون ســاحــــل
‏۱۲ مارچ ۲۰۱۹‏



‎‏ ‎

بررسی مختصری در بارۀ ترور و تروریسم

«ترور»   از واژهٔ فرانسه ئی  Terreur به معنای دهشت افکنی و ایجاد رُعب و هراس گرفته شده است. اما این کلمه در مفهوم سیاسی در زبان فارسی دری معنای دیگری یافته و در مفهوم قتل سیاسی به وسیلۀ اسلحه مروج شده‌ است. کاربرد واژهٔ ترور در مفهوم اولیه اش احتمالاً از دورهٔ ده ماهه حکومت انقلابی  ژاکوبن‌ ها  بر فرانسه متداول شده باشد.
ترور  یا  قتل سیاسی نوعی  قتل  عمد شخص یا اشخاض مهم دولتی و سیاسی می ‌باشد که با هدف مجازات و یا رسیدن به هدف معین سیاسی انجام می‌ گیرد.
ترور شخصیتی یکی از اشکال نرم سلاح ترور است. این نوع ترور ندرتاً در درون سازمان های سیاسی انقلابی و به طور کلی در اجتماع سیاسی و به خصوص در میان نیرو های راست بی باور به فرهنگ سیاسی، مروج است. در این جمع ها هستند کسانی که توانمندی و باور مبارزۀ سالم و سازندۀ سیاسی و ایدئولوژیک را ندارند، به ترور شخصیتی روی می آورند. این افراد با اغراض ناپاکی، با بستن اتهامات واهی و ناروا و زدن مارک های ناشایست، همرهان مخالف یا منتقد خود را پس از سال ها آشنائی و همراهی و همچنان رقبای سیاسی خود را، بدنام ساخته و ترور می کنند.
قدامت ترور یا آدمکشی برای مقاصد سیاسی به اندیشه های "سیسرو"  اندیشمند روم باستان و جنبش فرقۀ اسماعیلیه به رهبری "حسن صباح" برمی گردد. سیسرو فیلسوف رومی " کشتن افرادی که آن ‌ها را هیولا هائی با نقاب انسانی می ‌نامید، به قطع اعضای از کار افتادۀ بدن تشبیه کرده و آن را، راه جلوگیری از انتشار فساد در پیکر همگانی انسان‌ ها یعنی اجتماع می ‌دانست.
در کشور خود ما افغانستان، ترور امیر حبیت الله در شکارگاه کله گوش لغمان، ترور نادر غدار به دست عبدالخالق، ترور علی احمد خُرم وزیر پلان رژیم جمهوری قلابی داؤودی توسط مرجان، ترور "شیر آغا مهندس" رئیس فابریکۀ سمنت جبل السراج (در نقش اصلی جاسوس ارگ داؤود خان در شمالی) در کلوپ جبل السراج توسط جوانان غیور پروانی، ترور جواسیس، جلادان و شکنجه گران "خلقی ــ پرچمی" و روسی توسط رزمندگان "سامائی" و...، نمونه های بارزی از ترور افراد ستمگر به منظور مجازات یا مقاصد سیاسی بوده اند.
نباید فراموش کرد که ترور به عنوان یک شکل مبارزه در کنار سائر اشکال آن، با تروریسم به عنوان روش اصلی فعالیت سیاسی برای رسیدن به مقاصد سیاسی و یا احیاناً قدرت دولتی؛ تفاوت دارد. "آشکار ترین تمایز ترور و تروریسم این است که هدف یک قاتل سیاسی یک شخصیت معین است و اسلحه برای از ‏میان بردن او استفاده می ‌شود، اما هدف یک اقدام تروریستی، جمعی است" .
دو نوع ترور وجود دارد. یکی ترور(اعدام انقلابی) سران، عُمال برجسته و جواسیس دولت های مستبد و ارتجاعی با اهداف معین سیاسی و دیگر تروریسم به مثابۀ روش سیاسی با اهداف بزرگ سیاسی. در مورد ترور نوع اول (اعدام انقلابی)، پژوهشگران چندی چون "دیوید راپوپورت" و "ابویاتسکی" نظریۀ امروزین ترور را برگرفته از نظریۀ ستمگرکشی می دانند و می گویند:"در ترور، یک شخص معین می باشد، اما اقدام ترورستی گروهی است".
راپوپورت می گوید:"تروریسم یک فرایند است، اما قتل سیاسی یک رویداد. قاتل سیاسی انسانی را نابود می کند که یک نظام را به فساد می کشاند، اما تروریست نظام را نابود می نماید. قتل سیاسی یک رویداد و تروریسم یک فرایند و یک روش سیاسی می باشد".
ترور و تروریسم زاده مناسبات استبدادی طبقاتی و ستم استعماری در نظام های غیردموکراتیک و تحت سلطۀ امپریالیسم می باشد. ایجاد فضای مختنق و رُعب و وحشت در فضای سیاسی کشور، توسل به روش های خشونت ‌آمیز و غیرقانونی دولت های استبدادی برای سرکوب مخالفان، ترسانیدن رقبای سیاسی، سلب آزادی های سیاسی فعالان سیاسی و حقوق و آزادی های مدنی شهروندان را، ترور دولتی می‌ نامند.
در هر جامعۀ طبقاتی کلیه نهاد های روبنائی در خدمت تحکیم منافع طبقات حاکم قرار دارد. سازمان های جاسوسی و شکنجه، ارتش، پولیس، زندان، قضا، قوانین و اصول مدنی و مذهبی همه در خدمت تحکیم و تداوم قدرت حاکمه قرار دارند. برای طبقات زیر ستم هیچ نوع آزادی ای داده نمی شود. استثمار و استعمار برای شان درد می آورد و این درد تا مغز استخوان در بدن مظلومان و سرکوب شدگان فرو می رود.  مظلومان چنین جوامعی روزنه ای برای رهائی از ستم نمی یابند. جزئی ترین حرکت خلاف دولت ارتجاعی و ستمگر ضدیت با قانون محسوب شده و عامل آن زندانی و مجازات می شود. بناءً در جامعۀ طبقاتی با نظام های استبدادی سازمان های سیاسی مجبور به فعالیت مخفی و سازمان دهی مخفی می شوند. تعدادی از این سازمان ها برای تهدید دولت حاکم و شکستن فضای ترور و خفقان دولتی، یکی یا چند تن از سران مهم دولت ارتجاعی را ترور می نمایند. برخی هم شاید با فراموشی اشکال اساسی مبارزۀ سیاسی، یعنی تشکل و رهبری مبارزۀ توده ئی، به تروریسم به عنوان یک روش اساسی مبارزه برای دستیابی به قدرت سیاسی پناه ببرند.

دو نوع تروریسم وجود دارد: تروریسم دولتی و تروریسم غیردولتی.
اول ــ تروریسم دولتی:
تروریسم دولتی ترکیبی است که برای دخالت دولت یا دولت‌ هائی در امور داخلی یا خارجی دولتی دیگر در اشکال مشارکت مستقیم در عملیات تروریستی یا حمایت از  عملیات نظامی  گروه های تروریستی برای زوال، تضعیف و براندازی دولت مذکور یا کل دستگاه حاکمه آن کشور انجام می ‌شود .
دادن کمک‌ های مالی، تسلیحاتی، مشورتی، آموزش و حمایت سیاسی به گروه‌ های مخالف و مشارکت در عملیاتی چون  بمبگذاری،  مینگذاری، انتحار و انفجار در مراکز تجمع و اماکن عمومی،  آدم ‌ربائی، تخریب زیرساخت های اقتصادی و فرهنگی، طیاره ربائی، ترور مقام‌ های عالی دولتی و شخصیت های ممتاز مملکتی نمونه‌ هائی از تروریسم دولتی هستند .
"برایان جنکینس"   خبرنگار مشهور در موضوع تروریسم، تروریسم دولتی را «جنگ از طریق قائم مقام» یا [نائب]، تعریف می ‌کند. وی می ‌گوید: «این کشور ها (پیروان تروریسم دولتی) بر محدودیت‌ های جنگ‌ های متعارف واقف ‌اند؛ بنابر این، ترجیح می‌دهند از امکانات سازمان‌ های تروریستی، که خود راساً آن ها را ایجاد کرده‌ اند یا تغذیه مالی آن ها را بر عهده دارند، برای تهدید دشمن یا اخلال در ثبات سیاسی و اقتصادی آن کشور یا ایجاد بی ‌ثباتی سیاسی و اقتصادی در آن مملکت بهره گیرند». به باور جنکینس، این شکل از تروریسم به مخارج بسیار کمتری نسبت به یک جنگ متعارف نیاز دارد، دشمن را از پای می‌ اندازد و می‌ توان ارتباط با تروریست‌ ها را به ‌طور کلی منکر شد .
اما این تعریف "برایان جنکینس" برای تروریسم دولتی، تنها در اشکال نواستعماری یا شکل "جنگ نیابتی" تروریسم دولتی صدق می کند که در آن دولت ها از طریق "قائم مقام" یا "نائب" در وجود گروه های مسلح مزدور ساخته و تمویل شده توسط این دولت ها مثل القاعده، طالبان، داعش و سائر سازمان های تروریست اسلامی، این تروریسم را اِعمال می کنند. اما تروریسم دولتی اعمال شده در کشور ما در شکل مستقیم کهن استعماری توسط ارتش های اشغالگر و سازمان های شکنجۀ مخفی و علنی دولت های اشغالگر روس و امریکا ــ ناتو مثل "اگسا"، "کام"، "خاد" و "امنیت ملی" صدق نمی کند.
طی چهل سال اخیر دولت های روسیه، امریکا، انگلستان، فرانسه، المان و سائر دول عضو ناتو، پاکستان، ایران، دول مرتجع عربی، چین، هند، ترکیه و حتی اسرائیل، در اشکال مستقیم و غیرمستقیم تروریسم دولتی در کشور ما دخالت و نقش داشته اند. ترور سیدال سخندان توسط گلبدین به دستور دولت شاهی وقت؛ ترور شخصیت هائی مثل پروفیسر "قیوم رهبر"، پروفیسر"میر بهاءالدین مجروح "، استاد "الفت"، استاد "سعادت"، داکتر "فیض احمد" و "مینا" و ناپدید شدن صد ها روشنفکر و حل شدن اجساد ناپدید شده ها در بیرل های تیزاب توسط حزب اسلامی گلبدین  به دستور دولت های پاکستان و امریکا؛ کشته شدن سران قومی هزاره، رهبران محلی مقاومت و روشنفکران "شعله ئی" در هزاره جات به دستور دولت ایران توسط سازمان های اجیر تروریستی "نصر" مزاری جلاد و "سپاه" و یا ناپدید شدن روشنفکران افغان در ایران؛ کشته شدن سه هزار از اسرای طالب قندوز و انتقال آنان به قلۀ جنگی مزار توسط "جبهۀ متحد" متشکل از شورای نظار، جنبش دوستم و حزب وحدت اسلامی زیر نظر مستقیم و با طراحی سازمان سیای امریکا؛ از موارد تروریسم غیرمستقیم دولتی محسوب می شوند که در عین حال تروریست های غیر دولتی مجری آن بوده اند. کشته شدن ۶۵۰۰۰ کابلی در جنگ های قدرت تنظیمی و ویرانی کابل توسط این گروه های جنگی درگیر در دهۀ نود میلادی در کشور ما؛ هم تروریسم شبه دولتی است، هم تروریسم غیردولتی و در مورد حامیان بیرونی آن گروه های ویرانگر و قاتل، تروریسم دولتی شمرده می شود.
تفاوت تروریسم دولتی و غیردولتی در اینست که طراح و شاید مجری نوع اولی آن، یک یا چند دولت خاص هستند، در حالی که در نوع دوم تروریسم، مجری و شاید طراح اعمال تروریستی افراد، گروه‌ ها و احزاب باشند.
دخالت دولت یا دولت‌ ها در اعمال تروریستی دو گونه ‌است :
اول: به صورت مستقیم؛ یعنی خود دولت اعمال تروریستی را علیه دولت دیگر انجام می ‌دهد .
دوم: به صورت غیرمستقیم؛ یعنی به وسیلۀ فرستادن کمک ‌های مادی مانند اسلحه، مهمات و وسائل پیشرفته نظامی و آموزش لازم در اختیار گروه‌ های مخالف دولت مذکور قرار داده شود یا از گروه‌ های مزبور حمایت سیاسی یا اقتصادی یا تبلیغاتی شود .

دوم ــ تروریسم غیردولتی:
تحت این نوع تروریسم، گروه های تروریستی زیر جا می گیرند.
۱. گروه‌ های سیکولار آزاد‌یبخش ملی که علیه استعمار و اشغال در کشور شان می رزمند؛
۲. گروه‌ های سیاسی با اهداف انقلابی؛(بریگارد های سرخ)
۳. گروه‌ های ناسیونالیست قومی یا مذهبی(نمونه های آیرلند، جدائی طلبان باسک اسپانیا و شیعیان حزب الله لبنان و یمن و حماس فلسطین)
علاوه بر سه مورد فوق، چنانچه در فوق بحث شد، برخی از دولت های امپریالیستی و ارتجاعی با توسل به شیوه های ابداعی نوین استعمار نو، طی دهه ها و سال های اخیر از آسیای میانه تا شرق میانه، شمال افریقا و امریکای لاتین تعدادی از گروه های اجیر را ایجاد، تسلیح و تمویل کرده و به "جنگ نیابتی" با دولت آن کشور و یا رقبای بیرونی فرستاده اند. مثال های تنظیم های مجاهدین در دهۀ هشتاد میلادی به خصوص حزب خونخوار اسلامی گلبدین، سازمان القاعده، طالبان، داعش، النصر، بوکوحرام، جیش محمد، گروه اجیر مخالف دولت کنونی ونزویلا و غیره اند. این دستۀ چهارم متشکل از نیرو های مزدور نیز در زمرۀ گروه های تروریست غیردولتی جای دارد.


یادداشت: در تدوین و نگارش این مقاله از منابع زیر استفاده شده است:
۱. "دانشنامۀ آزاد".
۲. "دانشنامۀ سیاسی" از داریوش آشوری.
۳.  یادداشت های شخصی.