پــردل روستـائـی
۰۳ سپتمبر ۲۰۲۰



تبانی امپریالیسم غدار با فئودالیسم علیه مردم افغانستان

سرمایۀ امپریالیستی همانند خود امپریالیسم و سایر پدیده های اجتماعی دیگر دچار تحولات و تغییرات تدریجی بوده است. شناخت پدیدۀ تاریخی امپریالیسم با اسلوب دیالکتیک و از منظر ماتریالیسم تاریخی میسر است. اقتصاد سیاسی پایه های اساسی، انباشت و منبع  و خصلت سرمایۀ  انحصاری  امپریالیسم را به ارزیابی گرفته و چگونگی پیدایش و تمرکز سرمایۀ مالی را تشریح می کند.
مفاهیم و ترکیباتی مثل سرمایۀ مالی، سرمایۀ مازاد، سرمایۀ بزرگ  جهانی، تقسیم بین المللی کار ، تقسیم جهان بین قدرت های بزرگ جهانی، نقش دولت در حراست از منافع شرکت های انحصاری، رقابت های  سرمایه داری، جنگ های تجاری، تشدید سیاست های استعماری و نو استعتماری، ، ظهور کشور های وابسته، بحران های اقتصادی و توسعه طلبی امپریالیستی، صدور سرمایۀ انحصاری، جست و جوی بازار ها و منابع جدید، رقابت در عرصۀ رسانه ئی، نابرابری جهانی، دستمزد ناچیز و نابرابر، نیروی کار ارزان، افزار جنگ و توسل به جنگ برای دسترسی به منابع مواد خام و بازار ها و... همگی بازگوکنندۀ سیاست ها، تفکر و عملکرد تاریخی امپریالیسم اند. سرمایه داری انحصاری که منبع آن استثمار نیروی کار و غارت منابع خلق های کشور های تحت سلطه است، از خود بیگانگی نیروی کار را  در بطن خود دارد. صاحبان سرمایۀ مالی برای تأمین حداکثر سود و ادامۀ بی خویشتنی نیروی کار از ابزار های مختلف از جمله غول های رسانه ئی  جمعی برای شکل دادن و کنترول ذهنیت عامه تا ترویج مواد مخدر و اعتیاد، زهر پراگنی، قوم پرستی، فقر عمدی، بیکاری، گرسنگی، فلاکت و دربدری بشری کار گرفته است. امپریالیسم سیستم کهنه و مندرس اش را با تئوری نئولیبرالیسم رنگ و لعاب داده و بر مقدرات مردم مسلط نموده است، چنانچه طبق گزارش سازمان جهانی کار مبنی بر اینکه در سال ۲۰۱۸ از ۵.۷ میلیارد نیروی کار فقط و فقط ۴.۳ میلیارد نیروی واجد کار شامل کار اند و به تعداد ۱.۴ میلیارد نیروی واجد کار  از کار  بیکار گردیدند که خود یک سیستم بی کفایت، ناکاره  و بحران زده را در برابر دیدگان بشریت قرار می دهد.
سیستم امپریالسیم جهانی که ناشی از تجمع ثروت  و انباشت سرمایۀ مالی، صدور سرمایه، بازار آزاد و تجارت آزاد است، روزانه ده ها شعار توخالی را برای فریب مردم و طبقۀ کارگر توسط طوطی های سخن گوی و دست آموز رسانه ئی شان از صبح تا شام  از عقب بلند گوها زمزمه می کند. چانچه   در ۷ اکتوبر۲۰۰۱ قوای اشغالگر امریکائی با شرکای ناتوئی شان در همکاری با ارتجاع کمپرادوری  و فئودالی کشور ما با ساز و برگ نظامی و با سر دادن شعار های فریبندۀ مبارزه با تروریسم جهانی و مواد مخدر و...، به افغانستان لشکر کشیدند. سپس با سرهم بندی حکومتی که در ترکیب خود  نامتجانس و در اعمال ضد ملی خویش متجانس بودند، را بر مقدرات مردم ما مسلط ساختند. از آن زمان تا کنون امپریالیسم جنایت پیشۀ  جهانی به خصوص ایالات متحدۀ امریکا  خلاف انتظار طوطی های سخن گوی وطنی شان،  با تروریستان مذهبی و سلفی های وهابی پنهانی رابطه ایجاد کردند، آنان را   تسلیح  و تجهیز نمودند؛ اما در ظاهر امر علیه آنها شعار های دروغین مبارزه  سر داده می شد. تمام جنایات نابشخودنی گروه های آدم کش اخوانی را که از آدم ربائی تا انتحار و انفجار و ترور افراد عادی تا سنگسار دختران جوان و هزاران وحشت و دهشتی که  توسط اخوانی های جهادی، طالبی و بمباردمان، قتل و قتال هموطنان بیگاناه ما  در روستا ها و شهر ها  در طی ۱۹ سال تمام رخ داده است، مسولیت آن را امپریالیسم  جنایات پیشه و باند های تبهکار کمپردوری و ارتجاع اخوانی دولتی و غیردولتی(جهادی، طالبی و داعشی)  و باند های مافیائی وابسته به امپریالیسم جهانی جنایت پیشه  به گردن دارند.
فقر و بیکاری، دربدری و فلاکت، عقب ماندگی مفرط اجتماعی و فرهنگی در افغانستان التیام نیافته بود که  ابرجنایتکار امپریالیستی در همسوئی با ارتجاع اخوانی رجعتگرا و طبقۀ دلال کمپرادوری  وابسته به امپریالیسم جهانی در زمرۀ دشمنان آشتی نپذیر خلق های زحمتکش افغانستان منحیث تومور خبیثه تن رنجور خلق افغانستان را زخم آلود ساخت. بعد از مدت ۱۹ سال دورۀ اشغالگری، امپریالیسم متجاوز و قاتل در برهنه شدن معاملۀ پنهانی اش با ارتجاع وحشی و قرون وسطائی طالبی سر بیرون آورد.  سیاست استعماری لیبرالیسم نو در جهان رسواء و بدنام گردید است. حالا امپریالیسم  که از دید نولیبرال ها و مزدوران و فریب خوردگان "مدنی" شان در کشور مستعمرۀ ما به جهانیان مایه خوشبخی و سعادت، انتخابات آزاد، دموکراسی و آزادی بیان  جا زده شده بود، به یکبارگی عملاً در زیر پای رجعتگرایان متحجر و ضد ترقی جهادی، طلبی  و سلفی  های مذهبی  تند رو قرار گرفت. امپریالیست های اشغالگر امریکا ــ ناتو برای تحقق اهداف غارتگرانۀ استعماری شان کشور ما را برای مدت ۱۹ سال تمام در اشغال خود در آورده، منابع روزمینی و زیرمینی ما را تاراج کردند.  دولت مزدور پوشالی و باند های ارتجاع وابسته به امپریالیسم جهانی در طی ۱۹ سال در تلاش برای ادامۀ جنگ های داخلی بر  سر قدرت پوشالی و با دامن زدن اختلافات قومی، مذهبی و سیاسی  که باعث سرکوب خلق دربند کشور گردیده و همۀ ستمکشان اقوام کشور را در خرافات، خون و  خشونت فرو برده است.
تاریخ ۵ سنبله ۱۳۹۹ش ساعت ۲ شب سیلاب های مدهش در ولایت پروان ــ گلبهار، پنجشیر، کاپیسا، سروبی، ننگرهار و ولایت پکیتکا سرازیر شد که هموطنان پابرهنه و گرسنه ما در هنگام  خواب به تعداد ۱۱۰ تن در شهر چهاریکار کشته و به تعداد ۱۲۰ تن دیگر زخمی گردیدند. در عرض  ۴ کیومتر مناطق مرتفع سلسله  کوه بابا همجوار ولایت پروان بوده به تعداد ۴۰۰ باب منزل ضربت پذیر زحمتکشان شهری خراب شده و به تعداد ۴۰۰۰ هزار خانواده دیگر متضرر گردیدند. اجساد کشته شدگان تا کنون زیر آوار های ناشی از جاری شدن سیلاب ها،  گیر مانده و دریافت نگردیده اند و هزاران جریب زمین زراعتی دیگر در ولایت پروان را با حاصلات شان آب با خود برد. همچنان در ولسوالی سروبی ولایت کابل نیز ۸ تن کشته و ۱۰ تن دیگر زخم برداشتند.  مردم با امکانات  ناچیز خود با هموطنان آسیب دیدۀ خود غم شریکی کردند، عده ای از  تجار و مردم دارا نیز در مورد کمک خویش را دریغ نورزیدند و  دست مصیبت دیدگان را گرفتند.
دولت  غدار ضد ملی و ضد مردمی غرق در فساد کابل تا کنون از هر گونه کمک و همکاری لازم اضطراری به قربانیان سیلاب های اخیر کشور دریغ کرده است. دولت مزدور و دولتیان در مرکز و ولایات  فقط و فقط نظاره گر بی تفاوت و بی احساس بودند. تعدادی از اراکین دولت ضد مردمی همراه با رسانه ها یک روز بعد از سیلاب به پروان آمدند و به مقصد فریبکاری فلم برداری کردند و عکس گرفتند. پس از آن دیگر وظیفۀ  طوطی صفتان سرخاب شدۀ دولت مستعمراتی  ختم گردید.  در بین سران و جناح های مرتجع و خودفروختۀ دولت مستعمراتی تبار، سمت  و تعبیض  فوق العاده  چاق گردیده است.
در چنین شرایط و موقعیتی و با وجود دولتی خیانت پیشه و بی وجدان در کشور، مردم نیازمند و آسیب دیدۀ پروان و سائر ولایت های کشور زجر و عذاب، ناداری، بیکاری را خود کشیدند. این در حالیست که چند روز قبل غلامان دولت مستعمراتی روی جرگه های سنتی قومی بی معنی و بی مورد، مبلغ۳۲۹ میلیون افغانی پول گرسنگان وطن را جهت راضی سازی ارباب امریکائی و آزاد سازی اسیران جنگی گروه طالبی به مصرف رساندند، ولی در برابر مردم مصیبت دیده و درد رسیده پروان و دیگر ولایت ها سران دولت مستعمراتی  با طول و عرض  آن ادارۀ ستمگر و ذاتاً فاسد مستعمراتی، در اوج بی وجدانی هیچ منابعی را برای کمک به قربانیان سیلاب های مدهش کشور اختصاص ندادند.
مصیبت دیدگان و مردم تحت ستم و استثمار کشور ما باید به این حقیقت پی ببرند که حیات و ممات زحمتکشان کشور ما نزد امپریالیسم، طبقات حاکم ستمگر و دولت ساخته و پرداختۀ امپریالیسم و در خدمت استعمار و ارتجاع، اهمیتی ندارد. حیات و ممات مردم زمانی اهمیت عملی پیدا می کند که زحمتکشان به سروری رسیده و همۀ منابع ممکن در حالات عادی یا اضطراری در خدمت بهروزی زحمتکشان باشد.

مرگ بر امپریالیسم و نوکران رنگارنگش!