ســروش
۱۴ مارچ ۲۰۲۰



یادی از حماسۀ خونین ۲۴ حوت هرات

تاریخ شورانگیز مبارزاتی خلق افغانستان مملو از رشادت ها و حماسه ها است . هرگاه حکومت های مفلوک مستبد خونخوار درمانده و وابسته به  کمک های بیگانگان مغرض و متجاوز به قدرت تکیه زده و از گریبان دشمن متجاوز سر بیرون آوردند، مردم افغانستان ایستادگی کردند. آری در طول تاریخ هر دولت و نیروی متجاوزی که چشم طمع و تجاوز به این سرزمین داشته و به ساحت آن پاگذاشته است، پایش قلم شده و با خفت و خواری شکست خورده است. افغان ها در برابر هجوم سپاهیان متجاوز و استیلاگر با حماسه آفرینی ها، با خیزش ها و قیام ها خونین دست متجاوز را از سرزمین شان کوتاه ساخته اند و در نبردی سهمگین آتش بر جان دشمن غدا ر زده و او را از پا درآورده اند. تاریخ خونچکان ما حکایت از رزم جویانی دارد که در برابر اسکندر مقدونی، ضحاک ماردوش،چنگیز مغول، استیلاگران اموی و عباسی عرب، صفوی ها، قاجاریان و... به پا خاستند و با مقاومت و رزم تا پای جان، حاکمیت های پوشالی را به زیر کشیدند و متجاوز را از ملک خود بیرون راندند. این یک واقعیت انکارناپذیر تاریخی است. هرگاه به تاریخ مبارزات کشور خود در همین صد سال اخیر نظری داشته باشیم، به اطمینان می توانیم ادعا کنیم که مردم ما در جنگ با انگلیس ها و سوسیال امپریالیسم متجاوز روس از آزمون زمان برای پاسداری از آزادی و استقلال شان و شکست استیلاگر موفق بدر آمدند. خلق سلحشور ما افزون بر جنگ های آزادیخواهانه و استقلال طلبانه، برای درهم کوبیدن حاکمیت های غدار مستبد پوشالی ارتجاع بومی در طول تاریخ ید توانائی داشته اند.

ما شاهدان عینی از متلاشی شدن نظام برده منش به اصطلاح شکست ناپذیر و آدمخوار "خلق و پرچم"، شکست یکی از دو ابرقدرت زمان و فروپاشی امپراتوری و اقمارش در دهه های هشتاد و نود میلادی بودیم.

آری ستمگستران جلاد باند تبهکار و آدمکش "خلق و پرچم" این فاجعه آفرینان لاشخوار جنایاتی را با کشتار بی رحمانه، قتل و غارت، زندان، شکنجه و گور های دسته جمعی، توهین، تحقیر و تاخت تاز به ارزش ها و سنت های پسندیدۀ مردم افغانستان مرتکب شده اند که ننگ تاریخ معاصر کشور ما و مایۀ ننگ بشریت است. مردم بی د فاع و بی گناه ما از کینه توزی های هتلری این دشمنان ضد انسانیت و افغانیت، که از جنایات هول انگیز چنگیز و مغول در مهین ما خونبار تر بود، به ستوه آمدند. آتش کین خلق پابرهنۀ هرات از کینه ورزی این درنده خویان در بیست و چهارم حوت ۱۳۵۷ چنان زبانه کشید که شعله های سرکش آن دژ به اصطلاح شکست ناپذیر جانیان را  درظرف کمتر از چند ساعت با خاک یکسان کرد. مردم هرات در مجموع مراکز نظامی، امنیتی و شکنجه و لانه های جاسوسی فاشیستان را یکی پی دیگری تسخیر کردند.

با نظر کوتاهی از خیزش و جنبش مردم هرات در بیست و چهارم حوت خواستم تا عمق فاجعه و جنایت نابخشنودنی این ارازل و اوباش جنایتکار را با یادبود از حماسه سازان ملتی با دستان تهی علیه حاکمیت خونخوار و تا دندان مسلح و با پشتوانۀ یک ابرقدرت متفرعن استعمارگر،  بابت برجسته سازی مجدد دو نیمرخ جنایت و حماسه از یک رویداد خونین در حافظۀ جمعی، به پیشگاه هموطنانم تقدیم بدارم.

خیزش سرتاسری مردم هرات درست چهل و یک سال پیش در بیست و چهارم حوت سال ۱۳۵۷شمسی حماسه ساز تاریخ زرین مبارزاتی کشور ما شد. از کودتای ننگین جلادان "خلق و پرچم" چند ماهی نگذشته بود که مردم پابرهنۀ ما از فشار ها، شکنجه ها زورگوئی ها و جنایت های سنگین این ارازل و اوباش به تنگ آمده بودند، به پا خاسته  و از هر سمت، از هر قریه و قصبه، از هر ولسوالی و ناحیه با پای پیاده و شکم گرسنه چون موجی توفنده لشکر و سپاهیان زحمتکشان با ابزار دهقانی داس، بیل و کلنگ به شهر یورش بردند. این قیام عمومی توده های به پاخاسته که با خشم خلق همراه بود، دژ استبداد دژخیمان "خلق و پرچم" را در هرات به لرزه درآورده بود. رژیم پوشالی سست بنیاد و سرکوبگر در برابر این موج توفتنده خلق ناتوان شده بود و تاب ایستادگی در برابر این سیل خروشنده را از دست داده بود. خونخواران "خلق و پرچم" در مرکز شهر ادارات و مراکز نطامی را ترک کرده و یا هم از دست داده بودند. آتش جنگ در درب قندهار، پای حصار، جادۀ محبس، درب ملک و ناحیۀ پل خیمه دوزان  بیشتر شعله ور بود. در پای حصار تانک های زره پوش مردم را درو می کردند. مردم با دست خالی به تانک حمله ور شدند، تانک را آتش زدند و آدمکشان را با یک مشاور روسی از پا درآوردند. جلادان "خلق و پرچم" در لانه هاى جاسوسى كا جى بى براى انتقام و انسان كشى در آغوش اربابان شان خزيده بودند و توده های شورشگر هراتی را از سوراخ های خیزیده شکار و به تير می بستند. از هوا و زمين  خلق عاصی قیام کننده را راكت باران کرده و به خمپاره می بستند. در يك  روز هزاران  انسان معصوم و بي گناه را به جرم آزادیخواهی از حق زندگى محروم ساختند. سلامت شهر و زندگى بخور و نمير توده های زحمتکش و ستمديدۀ ما را از آنان گرفتند و زحمكشان سرافراز و شجاع ما را جوخه جوخه به كشتارگاه برده و سر به نيست كردند. 

هراتیان قهرمان و آزادۀ ما با درك ضرورت پاسدارى از شرف، عزت و ناموس مادر وطن به مقاومت پرداختند و باند فاشيست و تشنه به خون مردم ما ــ خلق و پرچم ــ را با افتخار از مركز شهر بیرون راندند و شهر هرات به دست پابرهنگان به پاخاسته  افتاد.

جاده های عمومی که به ولسوالی ها منتهی می شد، به روی دشمن بسته شد. مردم توانستند در مناطق شان ولسوالی ها را تصرف کنند، وعُمال جنایت پیشۀ "خلقی ــ پرچمی" را مجازات کنند. به تاریخ ۲۶ حوت  جنرال های رژیم وقت  و افسران  روسی و نظیف الله نهضت، والی جلاد و خون آشان رژیم پوشالی و سید مکرم، قوماندان فرقه زلمی کوت به امر جنرال روسی به نام  جنرال ویسلوویچ تصمیم کرفتند تا با شیوۀ قتل عام مردم، از پیشرفت و گسترش بیشتر قیام جلوگیری نمایند. صاحب منصبان فرقه که از جنایات و آدمکشی رژیم نفرت داشتند، در روز شنبۀ خونین یعنی ۲۶ حوت ۱۳۵۷ قیام را در فرقه زلمی کوت آغاز و در اولین حمله سالون جلسات روس ها و افسران طرفدار آنان  را هدف قرار دادند و توطئه شان برای قتل عام بیشتر مردم را نقش بر آب کردند و فرقۀ هفده هرات سقوط کرد و سلاح و مهمات بیشتری به دست مردم افتاد. در روز های ۲۸ و۲۹ حوت قوت های نظامی از قندهار برای سرکوب مردم و قیام کنندگان زلمی کوت به هرات رسیدند و از زمین و هوا توسط طیارات جنگی روس متجاوز هراتیان را پس از چند روز مقاومت به شدت سرکوب کردند. عمق فاجعه چنان بود که از کشته پشته ساختند و پس از قیام ۲۴ حوت، از هر خانوادۀ هراتی یکی را می ربودند و در زندان مخوف هرات و باغ فراموز خان در زلمی کوت و مراکز نظامی «چونی»، قتل عام می کردند.

هرچند قیام باشکوه هرات به شدت سرکوب شد، اما تأثیر آن در محدودۀ هرات محدود نماند. از تأثیرات و انگیزه این قیام، مردم در سرتاسر افغانستان به پا خاستند. پس از قیام های توده ئی در نورستان، کنر و هرات؛ قیام های مسلحانه در پکتیا، ارزگان، سمنگان(درۀ صوف)، بغلان(دهنه یا دند غوری)، تخار، بدخشان، پروان(پنجشیر)، فراه، چنداو‌ل در کابل، قندوز و سائر ولایت های کشور با گستردگی تمام به وقوع پیوست. آری، اعتراضات بحق شهریان هرات علیه حاکمیت سفاک و ددمنش "خلق و پرچم" موج گسترده مبارزات آزادیخواهی را رها کرده و سرتاسری ساخت و خلق مصمم و به پا خاستۀ کشور را به میدان نبرد سرنوشت ساز دادخواهی و آزادیخواهی طلبید. مزدوران شرف باختۀ "خلقی و پرچمی" با  رستاخیز عمومی مردم به خون خفتۀ ما در برابر نظام خود كامه و خونريز تحمیل شده توسط یک ابرجنایتکار بیرونی (روس اشغالگر) در سرتاسر مهين ما مواجه شدند.

گرچه نوکران روس چهارده سال تمام توانستند با پشتىبانى همه جانبه و سپس با قشون اشغالگر تا دندان مسلح سوسيال امپرياليسم روس، به حيات ننگين خود با كشتار، ويرانى و برپائی مراکز شکنجه و گور های دسته جمعی، ادامه دهند؛ اما با کارنامۀ آمیخته با خون و جنایت شان، میراث ننگینی از جنایت خود و ارباب اشغالگر و جنایتکار شان در کشور ما به جا گذاشتند که این درس و عبرت را در خود دارد: دشمنی با مردم و ایستادگی در برابر یک ملت مصمم شیفتۀ آزادی و به پاخاسته، سرشکستگی محتومی را در قبال دارد که همه ستمگران، جباران  و استیلاگران نامدار و قدرتمند تاریخ در فرجام کار با آن مواجه بوده اند.

طی چهار دهه حوت کشور ما خونین و غمبار بوده است. در این دور تسلسل خون، خاطره و مصیبتِ حوت خونین در کشور به زنجیر بستۀ ما، امسال نیز حوت خونین و غمین از توطئه و مصیبتی خبر می دهد که توسط دشمنان مشترک ملی و تاریخی مردم ما ــ امپریالیسم و ارتجاع ــ آفریده شده و در راه است. مصائب هولناکی که اگر با حماسه سازی های از نوع قیام ها و مبارزات حماسی هرات، کابل و... خنثی نشود، باز هم قربانی های مزیدی از مردم و کشور ما خواهد گرفت. هنوز هم دیر نشده و قیام های حماسی و کارنامه های درخشان مبارزاتی پدران، برادران و خواهران ما در اقصی نقاط کشور در برابر استعمارگران و جلادان دیروزی، الهام بخش نسل های امروز و فردای کشور ماست که در برابر هیولای خونخوار امپریالیسم و ارتجاع اهریمن صفت بجنبند و به پا خیزند تا زمین زیر پای شان بلرزد و زمان به کام شان بگردد...


یاد جانبازان قیام حماسی هرات و کلیه مبارزان راه آزادی کشور گرامی باد!


ضمیمه:
اسامی جنایتکاران "خلقی ــ پرچمی" در هرات

بدین وسیله به معرفى عده ئی از جنایتکاران   "خلق و پرچم" این عاملان قتل وغارت مردم بی گناه هرات در بیست و چهارم حوت و پس از آن می پردازم تا چهره های کثیف شان برای همگان آشنا و شناخته شده باشد؛ تا باشد که روزی پيشگاه عدالت خلق افغانستان به داوری در مورد اين جانيان و جنایت شان، چه آن هائی که در قيد حيات ننگين خود هستند و چه آن هائی که نعش متعفن شان بپردازد:

جکتورن سید مکرم قوماندان فرقۀ هفدهم هرات، نضیف الله نهصت والی نام نهاد هرات، قوماندان امنیه وقت  و قوماندان قوای کشف و معاون سیاسی آن، عبدالحی یتیم رئیس معدن ذغال سنگ، عبدالحی وردک قوماندان قوای زرهی، فضل الحق موج مدیر اطلاعات کلتور، نورالحق کاوش څارنوال، عبدالحکیم دلاور مدیر دار المعلمین، کرام الدین ولسوال انجیل، خواجه جلیل  مدیر ترانسپورت، ولی محـمد پیمان رئيس گمرگ، عبد الظاهر پیدا، یاسين  پیکار، صلاح الدین مدیرسابقۀ سره میاشت، عبدالغفار مدیر اداری شفاخانه، فضل احمد څارنوال گذره، عناب خان مدیر معارف، عبد السلام سرخه پیشتاز ولسوال (حاکم ) ولسوالی انجیل، عبد الفتاح همرزم مدیر فواید عامه، عبدالکریم نیک پور مدیر نساجی، نوراحمد مدیر لیسۀ جامی، سلطان احمد قاضی مدیر مخابرات، گل احمد فگار ولسوال گذره، غلام محـمد فدائی ولسوال ( حاکم ) زنده جان و پشتون زرغون، محـمد امین کیوان، حبیب رهیق، عبد الرحیم زیار مل، سید کمال ژیان، کبل فراهی، نبی شوریده، دلدار وفاکیش، گل آقا( باعث) منشى كميتۀ ولايتى، فتاح نوشین پسر خلیفه امیر خیاط معاون لیسۀ مهری، طاهر شاهد، سلطان محـمد، عزیزملاریا، جوکت سنگه باور و رئیس صحت عامه، عارف زوری و آصف زوری، علی  گل آمر مکتب موفق، محبوب تلاش، رسول عطاء جلاد زمان اسماعيل، سيد احمد وفا، شاهرخ معلم ليسۀ جامى، محمود نالان، فضل احمد شكيبان و...

اكثريت شان امروز يا در آغوش امپرياليسم خزيده اند و نواله خوار خوان امپرياليسم اند و يا در تشكليلات سيا، موساد، كاجى بى، آى اس آي،  اطلاعات ايران ثبت اند وعده ئی هم در آغوش اسلام سیاسی غنوده اند شدند كه تعفن نعش بوى دادۀ شان به مشام خلق ما مى رسداین جنایتکاران مسقیم در کشتار مردم هرات دست داشته اند.