سیاوش آزاد
۳۱ دسمبر ۲۰۱۷
کابل شهری غرقه در خون
من در این گذر گاه زمان نشسته و به گذشت زمان مینگرم که چگونه آرمان های ملتی را اشغالگر یانکی و متحدان آن به خاک و خون کشانیده اند. هم اکنون ما همه باشندگان شهر کابل انتظار مرگ خود را می کشیم. همه روزه مرگ برادر، پدر، خواهر، همصنفی، همکار و یا هم یکی از هموطنان خود را به چشم می بینم.
ما تا کنون به قیمت دریائی از خون خود درس نگرفته ایم و به این فکر هستیم که جان خود را بچ کنیم و پشت دیگر گپ نگردیم. این که فردا چه خواهد شد، کسی نمیداند. کسی به کسی اعتماد نمی کند و حال دل نمی گوید. تو گوئی همگی سنگک شده ایم.
ما از مدت ها بدین سو در شهر مملو از انفجار و انتحار زندگی می کنیم. و هر روز شاهد وقایع دلخراش و متلاشی شدن اجساد انسان ها و پخش شدن، گوشت، خون و استخوان آدم های این شهر به روی سنگفرش های جاده های شهر خویش می باشیم.
ما تا کنون دشمن خود را از لحاظ اعتقادی نشناحته ایم. به دوستی و دشمنی خود باور نداریم. آیا طالبان دین خدا که کلمهٔ توحید به بیرق شان نوشته اند، دشمن ما بوده می توانند؟ آنهائی که خواهان امارت اسلامی اند و تمام حرکات شان آراسته به خط قرآن است، چگونه می توانند دشمن ما باشند؟
می گویند که امریکائی ها و متحدان آن ها به منظور از بین بردن «تروریسم» وعملی شدن مدرنیسم به سرزمین ما آمده اند. پس چگونه آنها غاصب سرزمین ما و قاتل مردم ما خواهند بود؟
ما امروز نسبت به هر زمان دیگر سرگیچه گردیده ایم، نمی توانیم خود را قناعت بدهیم و معتقد شویم که کی دشمن ما است و دوست ما کدام است؟ امروز که بشریت کهکشان ها را درمی نوردد، سیستم انسان کش امپریالیستی جهان را به خون مظلوم ترین انسان ها به خاطر به دست آوردن سود، رنگین ساخته است. جسم انسان "جهان سوم" را به یغما برده است، فکر آن ها را مسخ نموده و قدرت تفکر شان را فلج ساخته است، فکر اندیشیدن را از آن ها ربوده است، تو گوئی که از ایشان بتی اراسته که در مقابل امپریالیسم لجام گسیخته و توحش گستر بدون حرکت ایستاده اند.
ما را از لحاظ فرهنگی می خواهند مسخ سازند. امروز هیولای اشغالگر، علم را به بند کشیده است، بهترین مغز های متفکر را از سراسر جهان با پرداخت پول خریداری و در خدمت خویش قرار داده است تا برای استعمارگران با ارزش ترین معلومات را به منظور بهره برداری و حصول سود هر چه بیشتر مهیا نمایند. استعمار، استعمارشده را تهی از انسانیت می سازد تا کشتی مراد خود را که همانا سود بردن و کسب ارزش اضافی باشد، متحقق سازد.
محققان مزدبگیر خادم استعمارگر برای بادار خود باید بگویند که معادن یورانیم به کدام کشور موقعیت داشته و چگونه و از کدام طریق آن را به دست خواهد آورد. این اندیشمندان فروخته شده باید به کشور تمویل کنندۀ خود بگویند که استعمار از کدامین طریق در میان فلان قوم و ایل نفود نموده و سران آن را با دادن امتیاز از خود نمایند. این ها باید به استعمار گر بگویند که کشور ها را چگونه و به کدام موقع و زمان تحت نام مقابلۀ دموکراسی و مدرنیته با تروریسم و اسلام گرائی و...، به خاک و خون بکشانند .
من در این بلندای شهر نشته ام و به حوادث خونین شهر کابل می نگرم که چگونه ملتی را داعش با گردن های بسته به قتل گاه می برد و جوی خون جاری می سازد. میبینم که چگونه عمر جوانی به پیری می گرایدو چشمان عقاب گونه اش به فرسایش گرائیده است. این را از سرگذشت ملت ها دریافته ام که اگر ملت کوچک، ولی مصم اراده نماید می تواند بزرگ ترین دولت اشغالگر را زمین گیر نموده و به شکست بکشاند. چنین روزی هرگز دور مباد!